تبليغاتX
تا بی نهایت . . .

همه کمالات در وجود تو هست

همه دردها از تو و خود نبینی      همه نسخه ها از تو وخود نخوانی

تو یک لفظی اما طلسم عجایب         دریغا که معنا ی خود را ندانی

در این ذره بنهفته کیهان اعظم           چو در سیم  تار مغنی ، اغانی

تویی آن کتاب مقدس که دروی           نبشته   همه  رازهای   نهانی

به گنجینه ی  آ فرینش  بیندیش        کدام است گنجی بدین شایگانی

زمین و زمانی برون از تو، حاشا         تو جان جهان هستی و جاودانی

تو انسانی و خود خدا در تو مخفی     ملک در تو محو و فلک در تو فانی

شهریار

+ نوشته شده توسط آقای راهی در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 و ساعت 7:4 |

یک سوال -۲

 

نمی دانم شاید من منظورم را درست منتقل نکردم، به هر حال بین یک نویسنده حرفه ای و یک وبلاگنویس معمولی باید تفاوتی باشد.

در یک نگاه اولیه بازدید از  این وبلاگ در تاریخ ۱۱ تیر ۸۷  حدود ۲۱ بازدید کننده داشته ، که فقط ۲ نفر به سوال مطرح شده جواب دادند؟؟؟؟؟

"یه مهربون" در نظرشون این طور گفتند:

خب اول یه وامدرست حسابی برای اونایی که میخوان مزدوج شن درست میکردم و یه عالمه تصحیلاته دیگه براشون
این ازاین
و سکه میدادم به دانشجویان ممتاز
دیگه اونایی که شعونات اسلامی رو رعایت نمیکردنو جریمه میکردم
بعد ازدواج داشنجویی رو ژر رونق تر میکردم
بعد دیگه
تو فامیلم درست حسابی پز میدادم
همینا و چیزایدیگه که بماند

و دوست عزیزم آقا "یاسین" هم این چنین فرمودند:

سلام. بداهه جالبی بود.
اقرار می کنم تا حالا بعد از سه سال دانشجویی و سابقه کار تو جمع دانشجویی، خودمو تو این جایگاه ندیدم.
واقعا باید گسترده فکر کرد. تا تصمیمات محدود تر ما بتونه به انجام برسه. تو هر جا: دانشگاه، خانواده، و ...
ما منتظر بداهه های بعدی شما هستیم

 

به دلیل استقبال کم نظیری که از این پرسش شد و اینکه این پرسش تقریبا از حالت بداهه خارج شده  ترجیح می دهم که مدتی درباره فضای  آموزشی، علمی، فرهنگی، پژوهشی، سیاسی و الخ صحبتی نکنم و به جای آن به مطالعه و تحقیق در این زمینه بپردازم قطعا نقدها و راهنمایی های شما موثر خواهد بود

+ نوشته شده توسط آقای راهی در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 و ساعت 0:7 |

یک سوال (که بداهتا به ذهن بنده رسید):

 

اگر شما همین الان رئیس یک دانشگاه می شدید اولین تغییری که ایجاد می کردید چه بود؟  

 

یا این که اولین تغییری که ایجاد می کردید در چه حیطه ای بود؟

 

یا این که اولین تغییری که ایجاد می کردید در ارتباط با کدام قشر دانشگاهی بود؟

 

یا.

.

.

+ نوشته شده توسط آقای راهی در سه شنبه یازدهم تیر 1387 و ساعت 7:19 |

تفاوت عادل و عارف

 

بين انسان عادل كه مى‏توان به او اقتدا كرد با فرد عارف فرق است؛ عادل در فضاى درون بين عقل و نفس، عقل را غالب مى‏كند و در جهاد اوسط پيروز مى‏شود، و آنجا كه عقل كارآمد شد، نفس را رام كرد و «هى نفسي أروضها بالتقوى»(18) را پشت سر گذاشت و عاقل گرديد؛ عاقلى كه «ما عبد به الرحمان و اكتسب به الجنان»(19) در كف او است، عادل است و جهاد اوسط را هم پشت سر گذاشته است. بعد از آن مرحله كه جنگ بين قلب و عقل است جهاد اكبر آغاز مى‏شود. پس قلب به عقل مى‏گويد: تو معارف را مى‏فهمى، ولى من مى‏خواهم آنها راببينم. تو به دنبال علم هستى، اما من به دنبال معلوم. و تو با برهان سخن مى‏گويى، در حالى كه من به دنبال وجدانم. يعنى آنجا درگيرى بين عقل و قلب و حكمت و عرفان است، و امير موءمنان على (ع) در آن بخش قرار دارد. زاهدى كه خليفه مسلمين است و بيش از يك پيراهن ندارد ــ كه آن را هم به‏تازگى شسته و به تن كرده است تا آنجا كه به هنگام قرائت خطبه، براى خشك كردن، آن را حركت مى‏دهد(20) ــ البته براى او اين امر مهم نيست، چون دلش جاى ديگر است و دنيا را ترك فرمود ولى نه براى رسيدن به آخرت! خلاصه اينكه عارفِ متوسط، از عقل مى‏رهد تا به دل برسد و عارف كامل، از دل مى‏رهد تا به دلدار وصل شود.
آيت الله عبدالله جوادي آملي

 

+ نوشته شده توسط آقای راهی در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت 16:34 |

راه حل

مشکل ما سه راه حل دارد، خواندن، خواندن و خواندن

البته راه حل چهارمی هم وجود دارد و آنهم خواندن است!!!

مطالعه را به عنوان یک فریضه قطعی در برنامه خود قرار دهید...

دکتر حسن رحیم پور ازغدی

+ نوشته شده توسط آقای راهی در پنجشنبه ششم تیر 1387 و ساعت 16:45 |

آیت‌الله دكتر بهشتی

shahid beheshti

چکیده: در رابطه با قدرت دو فرمول وجود دارد:
اول قدرت بصورت یك خواسته و یك هدف فردی یا گروهی . قدرت در شكل تفوق‌طلبی، برتری‌جویی
دوم lقدرت به صورت یك وسیله برای انجام خدمت بهتر و موثرتر در جهت خدمت به خلق برای رضای خدا. در حزب جمهوری اسلامی، شخص من، دوستان ما خواهان در دست گرفتن قدرت هستند اما به شكل دوم برای این كه عملا به مردم اثبات كنیم كه واقعا چنین نیتی داریم بنا داریم از قبول هر سمت قدرت‌آفرین خودداری كنیم مگر وقتی كه به صورت یك واجب مطلق عینی از طرف جامعه و رهبری جامعه به دوش ما گذاشته شود...

متن کامل نوشته شهید سید محمد حسینی بهشتی

+ نوشته شده توسط آقای راهی در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 8:13 |

در مسأله‏ى زن از دنيا طلبگاريم؛

ما مدعى دنيائيم. حالا مؤسسات وابسته به سازمان ملل يا غير آنها يا فلان مجموعه‏ى روزنامه‏نگار بيايند به اسم حقوق بشر، موضوع حجاب و بعضى از اين قبيل چيزها را زير سؤال بكشند و اظهار طلبگارى كنند، اين واقعيت قضيه را عوض نميكند. ما از دنيا طلبگاريم. دنيا كه عرض ميكنم، يعنى دنياى غرب. ما هستيم كه به دنيا خطاب ميكنيم و ميگوئيم: شما به بشريت عموماً و به زن خصوصاً خيانت كرده‏ايد؛ با كشاندن زن و مرد به وادى ابتلائات جنسى و برافروختن و دامن زدن به آتش زياده‏روى‏هاى جنسىِ بى‏قانون و بى‏نظم در جامعه، با آوردن زن به شكل متبرج به وسط ميدان. معلوم است كه زن، آن بخش زيباى آفرينش بشر است. اين بخش زيبا به طور طبيعى با اندكى در پرده بودن همراه است؛ اين خاصيت اين بخش زيبا و لطيف وجود انسانى است. اين پرده را دريدن و آنچه را كه بايد با نظم و قانون پيگيرى شود - آن نياز غريزى انسانى، چه در زن و چه در مرد - بى‏قانون و بى‏نظم در جامعه رواج دادن، بزرگترين خيانتى است كه در درجه‏ى اول به زن و در درجه‏ى بعد به همه‏ى بشريت - زن و مرد - انجام گرفته؛ اين كار را سياستهاى غربى كرده‏اند. البته اولين ضرر و بزرگترين ضرر را هم خودشان برده‏اند. الان مسأله‏ى همجنس‏گرائى در دنياى غرب يكى از ابتلائات است. البته به رو نمى‏آورند؛ اما حقيقت قضيه اين است كه امروز براى انديشمندان و آنها يكى از دردهاى بزرگ و غيرقابل علاج شده است؛ چاره‏اى هم ندارند. آنطور حركت كردن، آنطور ادبياتِ پرده‏درانه و عريان در زمينه‏ى مسائل جنسى و ارتباط زن و مردم را به ميان آوردن، آنطور جنس زن را - يعنى همان بخش زيبا و لطيف و مستور و در پرده‏ى وجود بشر را - براى شغل، براى تبليغات، براى كار، به ميدان كشاندن، از لبخند او، از زيبائى‏هاى او، از جسم او، از چهره‏ى او براى ترويج فلان جنس بى‏ارزش و پست، براى به دست آوردن پول استفاده كردن، اين چيزها را هم دنبال خودش دارد؛ طبيعى است. اين كارها را دنياى غرب كرده، اين كارها را سياستهاى غربى كرده‏اند؛ مربوط به اديان هم نيست، مربوط به مسيحيت و يهوديت هم نيست؛ مربوط به سياستهاى جديدى است كه از حدود صد و پنجاه سال پيش - حالا دقيق نميتوانم عرض كنم - در دنيا رايج شده.

متن کامل بیانات مقام معظم رهبری به مناسبت میلاد حضرت فاطمه سلام الله علیها

+ نوشته شده توسط آقای راهی در سه شنبه چهارم تیر 1387 و ساعت 9:16 |

همپای صاعقه

همپای صاعقه

متن زیر نوشته ی مقام معظم رهبری بعد از مطالعه این کتاب است 

بسم الله الرّحمن الرّحيم

این یک کتاب منبع بسیار غنی و ارزشمند است که از آن می‌توان ده‌ها کتاب و فیلمنامه و زندگینامه استخراج کرد. لحظات و حالات ثبت شده در سراسر این کتاب، همان ظرافت‌های حیرت‌انگیزی است که از مجموع آن، تابلوی پرشکوه و باعظمت عملیاتی چون فتح‌المبین و بیت‌المقدس پدید آمده و برترین‌های هنر جهاد و ایثار و شجاعت و ابتکار را در مجموعه‌ی نمایشگاه بی‌نظیر هنرهای انقلاب اسلامی، نشان می‌دهد.

این مردان بزرگی که نام آن‌ها بسی آسان بر زبان و دل غافل ما می‌گذرد، از جنس همان اخوان صفا و فرسان هیجائند که سید شهیدان سلام‌الله‌علیه آن‌ها را با عظمت و سوز و مهر، مخاطب ساخت و از فقدان آنان غمگین بود. سلام خدا و بندگان برگزیده و فرشتگان و رسولان او نثار روح مطهر آنان باد.

در روز و شب‌هایی از آبان و آذر 86 صفحه به صفحه و سطر به سطر مطالعه و نیوشیده شد.

منبع

+ نوشته شده توسط آقای راهی در دوشنبه سوم تیر 1387 و ساعت 23:6 |

السلام علیک یا بقیه الله

اللّهمّ عرّفني نفسك فانّك ان لم تعرّفني نفسك لم أعرف نبيّك .

اللّهمّ عرّفني رسولك فانّك ان لم تعرّفني رسولك لم أعرف حجّتك .

اللّهمّ عرّفني حجّتك فانّك ان لم تعرّفني حجّتك ضللت عن د يني.

 

+ نوشته شده توسط آقای راهی در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 و ساعت 0:43 |

  خاطره‌اي از دقت رهبر انقلاب به بيت‌المال

آيت‌الله جوادي آملي با ذكر خاطره‌اي از دقت مقام معظم رهبري به بيت‌المال و توجه خاص ايشان به اين موضوع سخن گفت.

 

به گزارش رجانيوز به نقل از فارس، علي شيرازي مسئول حوزه نمايندگي ولي فقيه در نيروي دريايي سپاه با بيان خاطره‌اي از زبان آيت‌الله جوادي آملي پيرامون دقت مقام معظم رهبري به اهميت موضوع بيت‌المال گفت: رهبر معظم انقلاب نسبت به بيت‌المال حساسيت ويژه‌اي دارند و امور منزل و محل كار ايشان كاملا جدا از يكديگر است.

 

شيرازي ادامه داد: يك بار كه در محضر آيت‌الله جوادي آملي بوديم ايشان برايمان تعريف كردند كه يك روز مهمان مقام معظم رهبري بودند كه فرزندشان آقا مصطفي هم نشسته بود. وقتي كه سفره پهن شد، ايشان به فرزندشان نگاهي كرده و فرمودند: «شما به منزل برويد». من خدمت ايشان عرض كردم كه اجازه بفرماييد آقازاده هم باشند كه ايشان فرمودند: «اين غذا از بيت‌المال است، شما هم ميهمان بيت‌المال هستيد اما براي بچه‌ها جايز نيست كه بر سر اين سفره بنشينند» من در آن لحظه فهميدم كه خداوند چرا اين همه عزت به ايشان عطا فرموده‌اند.

منبع 

+ نوشته شده توسط آقای راهی در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 و ساعت 12:35 |