تبليغاتX
تا بی نهایت . . .


تا بی نهایت . . .

انسان باش، بیندیش، راه انتخاب کن و در این راه ثابت قدم باش.

حفر تونل 300 متری زیر مسجدالاقصی


رژیم صهیونیستی که قصد دارد برای یهودی‌سازی بیت‌المقدس مسجدالاقصی را تخریب کند تونلی 300 متری در زیر این مسجد حفر کرده است.

به گزارش رجانيوز به نقل از واحد مرکزی خبر، سرپرست وزارت اوقاف دولت منتخب فلسطین فاش کرد رژیم صهیونیستی تونلی 300 متری زیر مسجد الاقصی حفر کرده است.

"عبدالله ابوجربوع" امروز تاکید کرد: این تونل 300 متری که به تازگی کشف شده است به موازات تونل‌های دیگری که سابقا حفر شده بود، ایجاد شده است.

وی حفر این تونل را در چارچوب آسیب رساندن به مسجد الاقصی برای افزایش احتمال فرو ریختن و ویرانی آن دانست.

وی تاکید کرد روز پنج شنبه حمله تبلیغاتی در سطح بین‌المللی برای یاری مسجد الاقصی برگزار خواهد شد.

ابوجربوع هدف از این حمله تبلیغاتی را مقابله با عملیات یهودی سازی مسجد الاقصی اعلام کرد و گفت: این حمله تبلیغاتی با حمایت دولت منتخب فلسطین (به نخست وزیری اسماعیل هنیه) اجرا می‌شود.

وی از بی‌تفاوتی سازمان‌های حقوقی بین‌المللی و سازمان ملل در قبال حمایت از مسجد الاقصی در عین تلاش‌های فراوان برای حفاظت از آثار دیگر مناطق جهان به شدت انتقاد کرد.

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 7:1 توسط آقای راهی| |

 
در خلال دهه گذشته، صندوق بين‏المللى پول و بانك جهانى، كشورها را مجبور به حذف موانع در برابر جريان سرمايه نمودند. بى‏شك حذف قوانين، منجر به تسهيل جريان ورودسرمايه به كشورهاى در حال توسعه گرديد. در بسيارى از مناطق آسيا و آمريكاى لاتين و نيز در روسيه، سرمايه‏هاى خارجى به صورت سرمايه‏هاى كوتاه مدت به بازارهاى مختلف‏مالى اين كشور هجوم آوردند، به گونه‏اى كه جريان سرمايه‏اى كه به سوى كشورهاى در حال توسعه روانه گرديد، از حدود 2 ميليارد دلار در سال 1980 به 120 ميليارد دلار در سال1997 رسيد و اين به معناى جهش شش هزار درصدى در ميزان سرمايه‏گذارى خارجى در اين كشورها بود.

اما اين فقط يك روى سكه بود. روى ديگر سكه اين بود كه حذف قوانين مذكور، همان گونه كه ورود سرمايه را تسهيل مى‏كند، خروج پول از كشور را نيز آسان مى‏سازد. از آنجا كه اكثرسرمايه‏گذاران خارجى، سرمايه خود را در بازارهايى متراكم نمودند كه امكان خروج سريع از آن ممكن باشد، آن‏ها به راحتى مى‏توانستند سرمايه‏هاى خود را از اين كشورها بيرون‏بكشند. حذف اين قوانين، همچنين كنترل سرمايه كشورها را نيز غيرممكن مى‏ساخت؛ زيرا به عنوان مثال، بسيارى از سرمايه‏گذاران تمايل داشتند كه سرمايه‏شان را فقط براى زمان‏محدودى در يك كشور نگه دارند. چنين قوانينى به گريز سرمايه‏ها وجهه قانونى مى‏بخشند.

هنگامى كه احتمال هرگونه ناامنى در كشورى داده شود، طبيعتاً سرمايه‏گذاران خارجى از كشور مذكور مى‏گريزند، اما مشكل از آنجا آغاز مى‏شود كه حتى هنگامى كه شرايط يك‏كشور بحرانى هم نباشد، گريز سرمايه‏هاى خارجى مى‏تواند كشور را در يك بحران جدّى فرو برد و متأسفانه اين اتفاق تلخى است كه براى تايلند، اندونزى، كره جنوبى، روسيه، برزيل‏و آرژانتين در خلال دهه گذشته به وقوع پيوست.

بحران‏هاى مالى در كشورهاى در حال توسعه، بى‏عدالتى جهانى را تشديد مى‏كند. به عنوان نمونه، آرژانتين در طى چند سال اخير با اقتصاد رو به زوالى مواجه بوده است و روسيه نيزاز كاهش عظيم 42 درصدى در توليد ناخالص ملى خود رنج مى‏برد. به نظر مى‏رسد، متوليان برنامه فوق، عملاً به دنبال افزايش تبعيض داخلى در كشورها هستند، زيرا ثروتمندان‏راه‏هاى مختلف قانونى براى محافظت از خود دارند اما فقرا از اين حقوق محروم هستند. به عنوان مثال، ثروتمندان به آسانى مى‏توانند سرمايه خود را به ساير كشورها منتقل كرده وپول‏هايشان را در حساب‏هاى بانكى خارجى انبوه نمايند و در اين ميان، افراد با درآمد متوسط هستند كه هر چه بيشتر خود را در طبقه فقرا احساس مى‏نمايند.

نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 9:39 توسط آقای راهی| |

DEPAUPERATION , POVERTY

فقر و گرسنگی

NO HYGIENEتضاد طبقاتی

تضاد طبقاتی ، مرگ و میر کودکان و انسانها از گرسنگی یا عدم بهداشت

و جنگ ، خشونت ، خون ریزی

 no war war war war no war

تسلیحات شیمیایی

و شکنجه و بمبهای شیمیایی و تجاوز و خشونت و...

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 16:44 توسط آقای راهی| |

صبح بي تو


صبحِ بي تو، رنگِ بعد از ظهر يك آدينه دارد
بي تو حتّي مهرباني حالتي از كينه دارد
بي تو مي‌گويند: تعطيل است كار عشق‌بازي
عشق امّا كي خبر از شنبه و آدينه دارد؟
جغد بر ويرانه مي‌خواند به انكار تو امّا
خاكِ اين ويرانه‌ها بويي از آن گنجينه دارد
خواستم از رنجش دوري بگويم، يادم آمد
عشق با آزار، خويشاونديِ ديرينه دارد
روي آنم نيست تا در آرزو دستي برآرم
اي خوش آن دستي كه رنگ آبرو از پينه دارد
در هواي عاشقان پر مي‌كشد با بيقراري
آن كبوتر چاهيِ زخمي كه او در سينه دارد
ناگهان قفل بزرگ تيرگي را مي‌گشايد
آنكه در دستش كليد شهر پر آيينه دارد

قيصر امين‌پور

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 15:22 توسط آقای راهی| |

اوصاف و خصوصيات امام عصر(ع) در كلام رهبركبير انقلاب اسلامي(ره)

هر يك از انبيا كه آمدند، براي اجراي عدالت آمدند و مقصدشان هم اين بود كه اجراي عدالت را در همه عالم بكنند؛ لكن موفق نشدند؛ حتي رسول ختمي(ص) كه براي اصلاح بشر آمده بود و براي اجراي عدالت آمده بود و براي تربيت بشر آمده بود، باز در زمان خودشان موفق نشدند به اين معنا. و آن كسي كه به اين معنا موفق خواهد شد و عدالت را در تمام دنيا اجرا خواهد كرد، نه آن هم اين عدالتي كه مردم عادي مي‌فهمند ـ كه فقط قضيّه عدالت در زمين براي رفاه مردم باشد ـ بلكه عدالت در تمام مراتب انسانيت، انسان اگر هر انحرافي پيدا كند، انحراف عملي، انحراف روحي، انحراف عقلي؛ برگرداندن اين انحرافات را به معناي خودش؛ اين ايجاد عدالت است در انسان. اگر اخلاقش اخلاق منحرفي باشد، از اين انحراف وقتي به اعتدال برگردد، اين عدالت در او تحققّ پيدا كرده است؛ اگر در عقايد يك انحرافاتي و كجي‌هايي باشد، برگرداندن آن عقايد كج يك عقيدة صحيح و صراط مستقيم، اين ايجاد عدالت است در عقل انسان.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 9:39 توسط آقای راهی| |

هر بن‌بستی گشودنی است

 

درباره انتظار

 

ولادت اين بزرگوار يك عيد حقيقى است؛ لذا بزرگ‌داشت خاطره‌ى اين روز و اين ساعت هرگز از ياد معتقدان به مهدويت نخواهد رفت. فقط مردم شيعه نيستند كه منتظر مهدى موعود سلام‌اللَّه‌عليه هستند، بلكه انتظار منجى و مهدى، متعلق به همه‌ى مسلمان‌هاست.

فرق شيعه با ديگران اين است كه شيعيان آن منجى را با نام و نشان، با خصوصيات گوناگون مى‌شناسند، اما ديگر مسلمانان كه به منجى هم معتقدند، منجى را نمى‌شناسند. تفاوت اين‌جاست؛ والاّ اصل مهدويت مورد اتفاق همه‌ى مسلمان‌هاست. اديان ديگر هم در اعتقادات خودشان، انتظار منجى را در نهايت زمانه دارند. آن‌ها هم در يك بخش از قضيه، مطلب را درست فهميده‌اند، اما در بخش اصلى قضيه كه معرفت به شخص منجى است، دچار نقص معرفتند. شيعه با خبر مسلّم و قطعى خود، منجى را با نام، با نشان، با خصوصيات، با تاريخ تولد، مى‌شناسد. نكاتى در اعتقاد به مهدويت هست كه من به اجمال آن‌ها را عرض مى‌كنم.

 

ستاره دنباله‌دار

يك نكته اين است كه وجود مقدس حضرت بقيةاللَّه ارواحنافداه استمرار حركت نبوت‌ها و دعوت‌هاى الهى است؛ از اول تاريخ تا امروز. يعنى همان‌طور كه در دعاى ندبه مى‌خوانيد، از «فَبَعْضٌ اَسْكَنْتَهُ جَنّتُكَ» كه حضرت آدم است، تا «إلى أن اِنْتَهَى الاَمْرُ» كه رسيدن به خاتم‌الانبياء صلّى‌اللَّه‌‌عليه‌‌واله است. و بعد مسأله‌ى وصايت و اهل‌بيت آن بزرگوار، تا مى‌رسد به امام زمان. همه يك سلسله‌ى متصل و مرتبط به هم در تاريخ بشر است. اين بدين معناست كه آن حركت عظيم نبوت‌ها، آن دعوت الهى به‌وسيله‌ى پيامبران، در هيچ نقطه‌اى متوقف نشده است. بشر به پيامبر و به دعوت الهى و به داعيان الهى احتياج داشته است و اين احتياج تا امروز باقى است و هر چه زمان گذشته، بشر به تعاليم انبياء نزديك‌تر شده است.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 0:48 توسط آقای راهی| |

منتظر حقيقی

 jamkaran

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای (دامت برکاته):

بزرگ‌ترين وظيفه‌ى منتظران امام زمان اين است كه از لحاظ معنوى و اخلاقى و عملى و پيوندهاى دينى و اعتقادى و عاطفى با مؤمنين و هم‌چنين براى پنجه درافكندن با زورگويان، خود را آماده كنند. كسانى كه در دوران دفاع مقدّس، سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدّس شركت مى‌كردند، منتظران حقيقى بودند. كسى كه وقتى كشور اسلامى مورد تهديد دشمن است، آماده‌ى دفاع از ارزش‌ها و ميهن اسلامى و پرچم برافراشته‌ى اسلام است، مى‌تواند ادّعا كند كه اگر امام زمان بيايد، پشت سر آن حضرت در ميدان‌هاى خطر قدم خواهد گذاشت. اما كسانى كه در مقابل خطر، انحراف و چرب و شيرين دنيا خود را مى‌بازند و زانوانشان سست مى‌شود؛ كسانى كه براى مطامع شخصى خود حاضر نيستند حركتى كه مطامع آن‌ها را به خطر مى‌اندازد، انجام دهند، اين‌ها چطور مى‌توانند منتظر امام زمان به حساب آيند؟ كسى كه در انتظار آن مُصلحِ بزرگ است، بايد در خود زمينه‌هاى صلاح را آماده سازد و كارى كند كه بتواند براى تحقّق صلاح بايستد.

 ديدار با مردم به مناسبت نيمه شعبان در مصلای تهران 30/7/81

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 6:53 توسط آقای راهی| |

 بدهى


كشورهاى در حال توسعه 2/3 تريليون دلار به وام دهندگان خارجى بدهكار هستند. كشورهاى فقير آفريقايى بالغ بر 200 ميليارد دلار از اين بدهى‏ها را بر دوش خود احساس مى‏كنند.كشورهاى در حال توسعه مى‏بايست اصل وام‏ها را همراه با بهره آن‏ها به كشورهاى خارجى بازپس دهند.

در جايى كه وام‏هاى خارجى به سرمايه‏گذارى‏هاى ارزآور تبديل شود، پذيرش تعهدات مربوط به اين وام‏ها را شايد بتوان منطقى دانست. اما تاريخ 25 سال گذشته، مملو از مواردى‏است كه مؤسسات بين‏المللى و يا بانك‏هاى خصوصى، وام‏هاى با نرخ بهره بالا را براى پروژه‏هاى صرفاً مصرفى به دولت‏هاى فقير پرداخت نموده‏اند. نتيجه كاملاً مشخص است. به‏هدر رفتن اين وام‏ها در مصارف نظامى يا سوءاستفاده‏هاى مالى توسط عاملان دولتى. اما براى وام دهندگان، نوع مصرف وام‏ها اهميتى ندارد. آنچه مهم است، بازپرداخت وام‏ها همراه بابهره است. پول‏هايى كه براى بازپرداخت وام‏ها از كشورهاى فقير خارج مى‏شود، مى‏تواند پاسخ‏گوى اساسى‏ترين نيازهاى مردم نظير خدمات درمانى يا تهيه آب سالم براى آنان گردد.امروزه، تنها كشورهاى فقير آفريقايى، سالانه بيش از 10 ميليارد دلار از درآمد خود را به عنوان بازپرداخت بدهى‏ها از دست مى‏دهند.

در كشورهايى كه تا حدودى از مجموعه كشورهاى فقير رها شده‏اند اما توان پرداخت بدهى‏هايشان را ندارند، مانند مكزيك، آرژانتين، كره، برزيل و تايلند، وام‏دهندگان بخش‏خصوصى راضى شده‏اند تا به اندكى كمتر از تمام وام مصالحه نمايند يا دوره بازپرداخت آن را طولانى‏تر كنند؛ اما در كشورهاى فقير با بدهى‏هاى سنگين كه شامل 42 كشور عمدتاًآفريقايى است، صندوق بين‏المللى پول و بانك جهانى، برنامه ديگرى براى بازپرداخت بدهى‏ها درنظر گرفته‏اند.

نكته قابل توجه اينجاست كه هر دو مورد (تلاش‏هاى خصوصى و بين‏المللى) به گونه‏اى با بدهى‏ها رفتار مى‏كنند كه به هر نحوى بدهى‏ها بازپرداخت شود، هر چند اين وام‏ها به طرق‏نادرست و نامشروعى پرداخت شده باشد.

اصولاً اثرات منفى اين پرداخت‏ها بر ملل مظلوم و فقير هيچ اهميتى براى دنيا ندارد. خوى استعمارگر كشورهاى صاحب ثروت و بى‏لياقتى دولت‏هاى كشورهاى فقير، جرم‏هايى هستندكه گرچه ملت‏هاى فقير نقشى در آن نداشته‏اند، اما لاجرم هزينه سنگين آن بر دوش آنان خواهد بود.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 2:4 توسط آقای راهی| |

 
 رشد حيرت‏انگيز بى‏عدالتى در جهان

بى‏عدالتى در جهان همچنان با روندى فزاينده به پيش مى‏رود. مطابق آخرين برآوردها، درآمد 10% ثروتمند جهان، 117 برابر درآمد 10% مردم فقير دنيا است. بى‏شك نقش قوانين ونهادهاى مرتبط با جهانى‏سازى، در گسترش اين بى‏عدالتى‏ها، غيرقابل انكار است. در اين مقاله تنها به چند مورد از مكانيسم‏هايى را كه به طور مشخص به وضعيت ناخوشايند كنونى‏منجر شده است، با هم مطالعه مى‏كنيم. آزادسازى مالى، بحران بدهى‏ها، بى‏عدالتى در دستمزدها و تبعيض در تقسيم ارزش افزوده ميان نيروى كار و سرمايه، از جمله مواردى است‏كه در اين مقاله به آن‏ها پرداخته مى‏شود.


ما امروز در دنياى حيرت‏انگيزى زندگى مى‏كنيم. درآمد 400 نفر از ثروتمندان آمريكا در طول يك سال، برابر است با مجموع درآمدهاى سالانه بيست كشور آفريقايى با جمعيتى بالغ‏بر 300 ميليون نفر. حال اگر كسى ادعا كند كه در اين جهان، برخى مفاهيم عميقاً نياز به بازنگرى دارد، آيا سخنى به گزاف گفته است؟

بى‏عدالتى در جهان همچنان روند فزاينده خود را ادامه مى‏دهد. طبق محاسباتى كه اقتصاددانان بر پايه داده‏هاى صندوق بين‏المللى پول انجام داده‏اند، درآمد 10% از ثروتمندترين مردم‏دنيا، 117 برابر درآمد 10% از فقيرترين مردم جهان است. اين در حالى است كه اين نسبت در سال 1980، حدود 79 برابر بوده است. بنابراين چنان كه مشاهده مى‏شود، جهشى شديددر فاصله بين ثروتمندان و فقرا رخ داده است.

شگفت‏آور اين كه همچنان برخى اقتصاددانان ابراز ترديد مى‏كنند كه آيا اين روند بى‏عدالتى در دوره جهانى شدن به وقوع پيوسته است! شايد بتوان گفت كه اين ترديد، ناشى از روندرو به رشد دو كشور بزرگ و پر جمعيت يعنى هند و چين باشد. اين در حالى است كه اكثر كشورهاى در حال توسعه با اقتصاد راكدى مواجه بوده‏اند و يا حتى به لحاظ اقتصادى‏پس‏رفت داشته‏اند. به هر صورت، آنچه امروز آشكارا مى‏توان آن را مشاهده نمود، افزايش بى‏عدالتى اقتصادى در جهان است.

واقعيت تأسف‏بار ديگرى كه جهان از آن رنج مى‏برد، رشد بى‏عدالتى در داخل كشورهاست. اين حقيقت درباره كشورهاى ثروتمندى نظير آمريكا و نيز اتحاديه اروپا، همچنين بيشتراقتصادهاى در حال گذار و اقمار شوروى سابق و چين و هند صادق است. در آمريكاى لاتين و آفريقا نيز گرچه بى‏عدالتى داخلى رشد نكرده است، اما همچنان در سطح بسيار بالاى‏گذشته باقيمانده است.

بيشتر سرزنش‏ها در اين مورد، متوجه متوليان جهانى‏سازى است. قواعد و قوانين اقتصاد جهانى كه توسط نهادهايى نظير سازمان تجارت جهانى وضع شده است، بازارهاى ساختگى‏كه به وسيله صندوق بين‏المللى پول و بانك جهانى ايجاد شده است و بازارهاى مالى و غيرمالى نابسامان و افسارگسيخته، بى‏شك از اصلى‏ترين علل بى‏عدالتى جهانى هستند.

اما نبايد از عواملى كه از گسترش بى‏عدالتى جلوگيرى نمودند نيز به آسانى گذشت. اعتراضات مردمى در گوشه و كنار پهنه گيتى در مورد همه چيز از جمله سياست‏هاى مالياتى،فسادها و ساير تصميمات حكومتى، در اين مورد بسيار مهم ارزيابى مى‏شوند.

 

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 7:27 توسط آقای راهی| |

حقیقت حیات

تفاوت عارف و زاهد

 

كسى كه دنيا را براى رسيدن به آخرت ترك مى‏كند، به تعبير مرحوم بوعلى، «مستعيض» است نه زاهد واقعى.(21) زيرا او عوض مى‏طلبد و تاجر و سوداگر است، نه خداپرستى راستين.

 

زندگانى عارفانه با زندگى كسى كه نماز را براى رفتن به بهشت يا فرار از جهنّم مى‏خواند، تفاوت دارد و على (ع) را بنگريد كه درباره نماز چه‏گونه مى‏انديشد. وقتى از آن حضرت مى‏پرسند كه جمله «قد قامت الصلاة» يعنى چه؟ مى‏فرمايد: يعنى «قد حان وقت الزيارة و المناجات»!(22) وقت زيارت و مناجات فرارسيد، لحظه ملاقات با خدا پيش آمد! آنها كه حكيم يا متكلم‏اند، ضريح ربوبيت را زيارت مى‏كنند ليكن عارف وقتى از مفهوم گذشت و «از علم به عين آمد و از گوش به آغوش»، مصداق را زيارت مى‏كند.

 

از مناجات على (ع) نيز مى‏توان به زندگى عارفانه‏اش پى برد كه مى‏فرمايد: «هبني صبرت على حرّ نارك فكيف أصبر...»،(23) و هم او بود كه در مناجات شعبانيه فرمود: خدايا من از تو كمال انقطاع را مى‏خواهم،(24) يعنى ماسواى تو به‏گونه‏يى از من جدا شود كه نفهمم، چون آن‏قدر غرق در جمال و جلال توام كه ماسوا را به ذهن نمى‏آورم و اين همان حيات عارفانه است.

 

حيات عارفانه على (ع)، هم در مسائل سياسى اثر مى‏گذارد كه مى‏گويد: «و انه ليعلم أنّ محلّي منها محلّ القطب من الرحى»،(25) و هم در مسائل فرهنگى كه مى‏فرمايد: «ينحدر عني السيل، و لا يرقى إلي الطير».(26) من آن كوه بلند سيل‏زايم، همّام خود را در معرض سيل او قرار داد و سيل او را برد.

متن کامل مقاله حقیقت حیات و پیوستها در ادامه مطلب

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 15:48 توسط آقای راهی| |


Design By : Night Skin