تا بی نهایت . . .
انسان باش، بیندیش، راه انتخاب کن و در این راه ثابت قدم باش.
حفر تونل 300 متری زیر مسجدالاقصی به گزارش رجانيوز به نقل از واحد مرکزی خبر، سرپرست وزارت اوقاف دولت منتخب فلسطین فاش کرد رژیم صهیونیستی تونلی 300 متری زیر مسجد الاقصی حفر کرده است. "عبدالله ابوجربوع" امروز تاکید کرد: این تونل 300 متری که به تازگی کشف شده است به موازات تونلهای دیگری که سابقا حفر شده بود، ایجاد شده است. وی حفر این تونل را در چارچوب آسیب رساندن به مسجد الاقصی برای افزایش احتمال فرو ریختن و ویرانی آن دانست. وی تاکید کرد روز پنج شنبه حمله تبلیغاتی در سطح بینالمللی برای یاری مسجد الاقصی برگزار خواهد شد. ابوجربوع هدف از این حمله تبلیغاتی را مقابله با عملیات یهودی سازی مسجد الاقصی اعلام کرد و گفت: این حمله تبلیغاتی با حمایت دولت منتخب فلسطین (به نخست وزیری اسماعیل هنیه) اجرا میشود. وی از بیتفاوتی سازمانهای حقوقی بینالمللی و سازمان ملل در قبال حمایت از مسجد الاقصی در عین تلاشهای فراوان برای حفاظت از آثار دیگر مناطق جهان به شدت انتقاد کرد. اما اين فقط يك روى سكه بود. روى ديگر سكه اين بود كه حذف قوانين مذكور، همان گونه كه ورود سرمايه را تسهيل مىكند، خروج پول از كشور را نيز آسان مىسازد. از آنجا كه اكثرسرمايهگذاران خارجى، سرمايه خود را در بازارهايى متراكم نمودند كه امكان خروج سريع از آن ممكن باشد، آنها به راحتى مىتوانستند سرمايههاى خود را از اين كشورها بيرونبكشند. حذف اين قوانين، همچنين كنترل سرمايه كشورها را نيز غيرممكن مىساخت؛ زيرا به عنوان مثال، بسيارى از سرمايهگذاران تمايل داشتند كه سرمايهشان را فقط براى زمانمحدودى در يك كشور نگه دارند. چنين قوانينى به گريز سرمايهها وجهه قانونى مىبخشند. هنگامى كه احتمال هرگونه ناامنى در كشورى داده شود، طبيعتاً سرمايهگذاران خارجى از كشور مذكور مىگريزند، اما مشكل از آنجا آغاز مىشود كه حتى هنگامى كه شرايط يككشور بحرانى هم نباشد، گريز سرمايههاى خارجى مىتواند كشور را در يك بحران جدّى فرو برد و متأسفانه اين اتفاق تلخى است كه براى تايلند، اندونزى، كره جنوبى، روسيه، برزيلو آرژانتين در خلال دهه گذشته به وقوع پيوست. بحرانهاى مالى در كشورهاى در حال توسعه، بىعدالتى جهانى را تشديد مىكند. به عنوان نمونه، آرژانتين در طى چند سال اخير با اقتصاد رو به زوالى مواجه بوده است و روسيه نيزاز كاهش عظيم 42 درصدى در توليد ناخالص ملى خود رنج مىبرد. به نظر مىرسد، متوليان برنامه فوق، عملاً به دنبال افزايش تبعيض داخلى در كشورها هستند، زيرا ثروتمندانراههاى مختلف قانونى براى محافظت از خود دارند اما فقرا از اين حقوق محروم هستند. به عنوان مثال، ثروتمندان به آسانى مىتوانند سرمايه خود را به ساير كشورها منتقل كرده وپولهايشان را در حسابهاى بانكى خارجى انبوه نمايند و در اين ميان، افراد با درآمد متوسط هستند كه هر چه بيشتر خود را در طبقه فقرا احساس مىنمايند. فقر و گرسنگی تضاد طبقاتی ، مرگ و میر کودکان و انسانها از گرسنگی یا عدم بهداشت و جنگ ، خشونت ، خون ریزی و شکنجه و بمبهای شیمیایی و تجاوز و خشونت و... صبح بي تو قيصر امينپور اوصاف و خصوصيات امام عصر(ع) در كلام رهبركبير انقلاب اسلامي(ره) هر يك از انبيا كه آمدند، براي اجراي عدالت آمدند و مقصدشان هم اين بود كه اجراي عدالت را در همه عالم بكنند؛ لكن موفق نشدند؛ حتي رسول ختمي(ص) كه براي اصلاح بشر آمده بود و براي اجراي عدالت آمده بود و براي تربيت بشر آمده بود، باز در زمان خودشان موفق نشدند به اين معنا. و آن كسي كه به اين معنا موفق خواهد شد و عدالت را در تمام دنيا اجرا خواهد كرد، نه آن هم اين عدالتي كه مردم عادي ميفهمند ـ كه فقط قضيّه عدالت در زمين براي رفاه مردم باشد ـ بلكه عدالت در تمام مراتب انسانيت، انسان اگر هر انحرافي پيدا كند، انحراف عملي، انحراف روحي، انحراف عقلي؛ برگرداندن اين انحرافات را به معناي خودش؛ اين ايجاد عدالت است در انسان. اگر اخلاقش اخلاق منحرفي باشد، از اين انحراف وقتي به اعتدال برگردد، اين عدالت در او تحققّ پيدا كرده است؛ اگر در عقايد يك انحرافاتي و كجيهايي باشد، برگرداندن آن عقايد كج يك عقيدة صحيح و صراط مستقيم، اين ايجاد عدالت است در عقل انسان. هر بنبستی گشودنی است درباره انتظار ولادت اين بزرگوار يك عيد حقيقى است؛ لذا بزرگداشت خاطرهى اين روز و اين ساعت هرگز از ياد معتقدان به مهدويت نخواهد رفت. فقط مردم شيعه نيستند كه منتظر مهدى موعود سلاماللَّهعليه هستند، بلكه انتظار منجى و مهدى، متعلق به همهى مسلمانهاست. فرق شيعه با ديگران اين است كه شيعيان آن منجى را با نام و نشان، با خصوصيات گوناگون مىشناسند، اما ديگر مسلمانان كه به منجى هم معتقدند، منجى را نمىشناسند. تفاوت اينجاست؛ والاّ اصل مهدويت مورد اتفاق همهى مسلمانهاست. اديان ديگر هم در اعتقادات خودشان، انتظار منجى را در نهايت زمانه دارند. آنها هم در يك بخش از قضيه، مطلب را درست فهميدهاند، اما در بخش اصلى قضيه كه معرفت به شخص منجى است، دچار نقص معرفتند. شيعه با خبر مسلّم و قطعى خود، منجى را با نام، با نشان، با خصوصيات، با تاريخ تولد، مىشناسد. نكاتى در اعتقاد به مهدويت هست كه من به اجمال آنها را عرض مىكنم. ستاره دنبالهدار يك نكته اين است كه وجود مقدس حضرت بقيةاللَّه ارواحنافداه استمرار حركت نبوتها و دعوتهاى الهى است؛ از اول تاريخ تا امروز. يعنى همانطور كه در دعاى ندبه مىخوانيد، از «فَبَعْضٌ اَسْكَنْتَهُ جَنّتُكَ» كه حضرت آدم است، تا «إلى أن اِنْتَهَى الاَمْرُ» كه رسيدن به خاتمالانبياء صلّىاللَّهعليهواله است. و بعد مسألهى وصايت و اهلبيت آن بزرگوار، تا مىرسد به امام زمان. همه يك سلسلهى متصل و مرتبط به هم در تاريخ بشر است. اين بدين معناست كه آن حركت عظيم نبوتها، آن دعوت الهى بهوسيلهى پيامبران، در هيچ نقطهاى متوقف نشده است. بشر به پيامبر و به دعوت الهى و به داعيان الهى احتياج داشته است و اين احتياج تا امروز باقى است و هر چه زمان گذشته، بشر به تعاليم انبياء نزديكتر شده است. منتظر حقيقی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای (دامت برکاته): بزرگترين وظيفهى منتظران امام زمان اين است كه از لحاظ معنوى و اخلاقى و عملى و پيوندهاى دينى و اعتقادى و عاطفى با مؤمنين و همچنين براى پنجه درافكندن با زورگويان، خود را آماده كنند. كسانى كه در دوران دفاع مقدّس، سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدّس شركت مىكردند، منتظران حقيقى بودند. كسى كه وقتى كشور اسلامى مورد تهديد دشمن است، آمادهى دفاع از ارزشها و ميهن اسلامى و پرچم برافراشتهى اسلام است، مىتواند ادّعا كند كه اگر امام زمان بيايد، پشت سر آن حضرت در ميدانهاى خطر قدم خواهد گذاشت. اما كسانى كه در مقابل خطر، انحراف و چرب و شيرين دنيا خود را مىبازند و زانوانشان سست مىشود؛ كسانى كه براى مطامع شخصى خود حاضر نيستند حركتى كه مطامع آنها را به خطر مىاندازد، انجام دهند، اينها چطور مىتوانند منتظر امام زمان به حساب آيند؟ كسى كه در انتظار آن مُصلحِ بزرگ است، بايد در خود زمينههاى صلاح را آماده سازد و كارى كند كه بتواند براى تحقّق صلاح بايستد. ديدار با مردم به مناسبت نيمه شعبان در مصلای تهران 30/7/81 بدهى در جايى كه وامهاى خارجى به سرمايهگذارىهاى ارزآور تبديل شود، پذيرش تعهدات مربوط به اين وامها را شايد بتوان منطقى دانست. اما تاريخ 25 سال گذشته، مملو از مواردىاست كه مؤسسات بينالمللى و يا بانكهاى خصوصى، وامهاى با نرخ بهره بالا را براى پروژههاى صرفاً مصرفى به دولتهاى فقير پرداخت نمودهاند. نتيجه كاملاً مشخص است. بههدر رفتن اين وامها در مصارف نظامى يا سوءاستفادههاى مالى توسط عاملان دولتى. اما براى وام دهندگان، نوع مصرف وامها اهميتى ندارد. آنچه مهم است، بازپرداخت وامها همراه بابهره است. پولهايى كه براى بازپرداخت وامها از كشورهاى فقير خارج مىشود، مىتواند پاسخگوى اساسىترين نيازهاى مردم نظير خدمات درمانى يا تهيه آب سالم براى آنان گردد.امروزه، تنها كشورهاى فقير آفريقايى، سالانه بيش از 10 ميليارد دلار از درآمد خود را به عنوان بازپرداخت بدهىها از دست مىدهند. در كشورهايى كه تا حدودى از مجموعه كشورهاى فقير رها شدهاند اما توان پرداخت بدهىهايشان را ندارند، مانند مكزيك، آرژانتين، كره، برزيل و تايلند، وامدهندگان بخشخصوصى راضى شدهاند تا به اندكى كمتر از تمام وام مصالحه نمايند يا دوره بازپرداخت آن را طولانىتر كنند؛ اما در كشورهاى فقير با بدهىهاى سنگين كه شامل 42 كشور عمدتاًآفريقايى است، صندوق بينالمللى پول و بانك جهانى، برنامه ديگرى براى بازپرداخت بدهىها درنظر گرفتهاند. نكته قابل توجه اينجاست كه هر دو مورد (تلاشهاى خصوصى و بينالمللى) به گونهاى با بدهىها رفتار مىكنند كه به هر نحوى بدهىها بازپرداخت شود، هر چند اين وامها به طرقنادرست و نامشروعى پرداخت شده باشد. اصولاً اثرات منفى اين پرداختها بر ملل مظلوم و فقير هيچ اهميتى براى دنيا ندارد. خوى استعمارگر كشورهاى صاحب ثروت و بىلياقتى دولتهاى كشورهاى فقير، جرمهايى هستندكه گرچه ملتهاى فقير نقشى در آن نداشتهاند، اما لاجرم هزينه سنگين آن بر دوش آنان خواهد بود. بىعدالتى در جهان همچنان با روندى فزاينده به پيش مىرود. مطابق آخرين برآوردها، درآمد 10% ثروتمند جهان، 117 برابر درآمد 10% مردم فقير دنيا است. بىشك نقش قوانين ونهادهاى مرتبط با جهانىسازى، در گسترش اين بىعدالتىها، غيرقابل انكار است. در اين مقاله تنها به چند مورد از مكانيسمهايى را كه به طور مشخص به وضعيت ناخوشايند كنونىمنجر شده است، با هم مطالعه مىكنيم. آزادسازى مالى، بحران بدهىها، بىعدالتى در دستمزدها و تبعيض در تقسيم ارزش افزوده ميان نيروى كار و سرمايه، از جمله مواردى استكه در اين مقاله به آنها پرداخته مىشود. بىعدالتى در جهان همچنان روند فزاينده خود را ادامه مىدهد. طبق محاسباتى كه اقتصاددانان بر پايه دادههاى صندوق بينالمللى پول انجام دادهاند، درآمد 10% از ثروتمندترين مردمدنيا، 117 برابر درآمد 10% از فقيرترين مردم جهان است. اين در حالى است كه اين نسبت در سال 1980، حدود 79 برابر بوده است. بنابراين چنان كه مشاهده مىشود، جهشى شديددر فاصله بين ثروتمندان و فقرا رخ داده است. شگفتآور اين كه همچنان برخى اقتصاددانان ابراز ترديد مىكنند كه آيا اين روند بىعدالتى در دوره جهانى شدن به وقوع پيوسته است! شايد بتوان گفت كه اين ترديد، ناشى از روندرو به رشد دو كشور بزرگ و پر جمعيت يعنى هند و چين باشد. اين در حالى است كه اكثر كشورهاى در حال توسعه با اقتصاد راكدى مواجه بودهاند و يا حتى به لحاظ اقتصادىپسرفت داشتهاند. به هر صورت، آنچه امروز آشكارا مىتوان آن را مشاهده نمود، افزايش بىعدالتى اقتصادى در جهان است. واقعيت تأسفبار ديگرى كه جهان از آن رنج مىبرد، رشد بىعدالتى در داخل كشورهاست. اين حقيقت درباره كشورهاى ثروتمندى نظير آمريكا و نيز اتحاديه اروپا، همچنين بيشتراقتصادهاى در حال گذار و اقمار شوروى سابق و چين و هند صادق است. در آمريكاى لاتين و آفريقا نيز گرچه بىعدالتى داخلى رشد نكرده است، اما همچنان در سطح بسيار بالاىگذشته باقيمانده است. بيشتر سرزنشها در اين مورد، متوجه متوليان جهانىسازى است. قواعد و قوانين اقتصاد جهانى كه توسط نهادهايى نظير سازمان تجارت جهانى وضع شده است، بازارهاى ساختگىكه به وسيله صندوق بينالمللى پول و بانك جهانى ايجاد شده است و بازارهاى مالى و غيرمالى نابسامان و افسارگسيخته، بىشك از اصلىترين علل بىعدالتى جهانى هستند. اما نبايد از عواملى كه از گسترش بىعدالتى جلوگيرى نمودند نيز به آسانى گذشت. اعتراضات مردمى در گوشه و كنار پهنه گيتى در مورد همه چيز از جمله سياستهاى مالياتى،فسادها و ساير تصميمات حكومتى، در اين مورد بسيار مهم ارزيابى مىشوند. حقیقت حیات تفاوت عارف و زاهد كسى كه دنيا را براى رسيدن به آخرت ترك مىكند، به تعبير مرحوم بوعلى، «مستعيض» است نه زاهد واقعى.(21) زيرا او عوض مىطلبد و تاجر و سوداگر است، نه خداپرستى راستين. زندگانى عارفانه با زندگى كسى كه نماز را براى رفتن به بهشت يا فرار از جهنّم مىخواند، تفاوت دارد و على (ع) را بنگريد كه درباره نماز چهگونه مىانديشد. وقتى از آن حضرت مىپرسند كه جمله «قد قامت الصلاة» يعنى چه؟ مىفرمايد: يعنى «قد حان وقت الزيارة و المناجات»!(22) وقت زيارت و مناجات فرارسيد، لحظه ملاقات با خدا پيش آمد! آنها كه حكيم يا متكلماند، ضريح ربوبيت را زيارت مىكنند ليكن عارف وقتى از مفهوم گذشت و «از علم به عين آمد و از گوش به آغوش»، مصداق را زيارت مىكند. از مناجات على (ع) نيز مىتوان به زندگى عارفانهاش پى برد كه مىفرمايد: «هبني صبرت على حرّ نارك فكيف أصبر...»،(23) و هم او بود كه در مناجات شعبانيه فرمود: خدايا من از تو كمال انقطاع را مىخواهم،(24) يعنى ماسواى تو بهگونهيى از من جدا شود كه نفهمم، چون آنقدر غرق در جمال و جلال توام كه ماسوا را به ذهن نمىآورم و اين همان حيات عارفانه است. حيات عارفانه على (ع)، هم در مسائل سياسى اثر مىگذارد كه مىگويد: «و انه ليعلم أنّ محلّي منها محلّ القطب من الرحى»،(25) و هم در مسائل فرهنگى كه مىفرمايد: «ينحدر عني السيل، و لا يرقى إلي الطير».(26) من آن كوه بلند سيلزايم، همّام خود را در معرض سيل او قرار داد و سيل او را برد. متن کامل مقاله حقیقت حیات و پیوستها در ادامه مطلب
رژیم صهیونیستی که قصد دارد برای یهودیسازی بیتالمقدس مسجدالاقصی را تخریب کند تونلی 300 متری در زیر این مسجد حفر کرده است.
در خلال دهه گذشته، صندوق بينالمللى پول و بانك جهانى، كشورها را مجبور به حذف موانع در برابر جريان سرمايه نمودند. بىشك حذف قوانين، منجر به تسهيل جريان ورودسرمايه به كشورهاى در حال توسعه گرديد. در بسيارى از مناطق آسيا و آمريكاى لاتين و نيز در روسيه، سرمايههاى خارجى به صورت سرمايههاى كوتاه مدت به بازارهاى مختلفمالى اين كشور هجوم آوردند، به گونهاى كه جريان سرمايهاى كه به سوى كشورهاى در حال توسعه روانه گرديد، از حدود 2 ميليارد دلار در سال 1980 به 120 ميليارد دلار در سال1997 رسيد و اين به معناى جهش شش هزار درصدى در ميزان سرمايهگذارى خارجى در اين كشورها بود.




صبحِ بي تو، رنگِ بعد از ظهر يك آدينه دارد
بي تو حتّي مهرباني حالتي از كينه دارد
بي تو ميگويند: تعطيل است كار عشقبازي
عشق امّا كي خبر از شنبه و آدينه دارد؟
جغد بر ويرانه ميخواند به انكار تو امّا
خاكِ اين ويرانهها بويي از آن گنجينه دارد
خواستم از رنجش دوري بگويم، يادم آمد
عشق با آزار، خويشاونديِ ديرينه دارد
روي آنم نيست تا در آرزو دستي برآرم
اي خوش آن دستي كه رنگ آبرو از پينه دارد
در هواي عاشقان پر ميكشد با بيقراري
آن كبوتر چاهيِ زخمي كه او در سينه دارد
ناگهان قفل بزرگ تيرگي را ميگشايد
آنكه در دستش كليد شهر پر آيينه دارد
ادامه مطلب
ادامه مطلب

كشورهاى در حال توسعه 2/3 تريليون دلار به وام دهندگان خارجى بدهكار هستند. كشورهاى فقير آفريقايى بالغ بر 200 ميليارد دلار از اين بدهىها را بر دوش خود احساس مىكنند.كشورهاى در حال توسعه مىبايست اصل وامها را همراه با بهره آنها به كشورهاى خارجى بازپس دهند.
رشد حيرتانگيز بىعدالتى در جهان
ما امروز در دنياى حيرتانگيزى زندگى مىكنيم. درآمد 400 نفر از ثروتمندان آمريكا در طول يك سال، برابر است با مجموع درآمدهاى سالانه بيست كشور آفريقايى با جمعيتى بالغبر 300 ميليون نفر. حال اگر كسى ادعا كند كه در اين جهان، برخى مفاهيم عميقاً نياز به بازنگرى دارد، آيا سخنى به گزاف گفته است؟
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |


