ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز کان سوخته جان شد و آواز نیامد
این مدعیان در طلبش بی خبرانند کان را که خبر شد خبری باز نیامد
یکی از دوستان نظر گذاشته بود که فلان شخص ادعا کرده که خادم ائمه شده و اجازه نامه کتبی هم داره ولی عکس ها و نوشته هاش چنین است و چنان. من جستجویی در گوگل و دیگر سایت ها کردم.هم آن مورد خاص رو دیدم هم موارد مشابه بسیاری که استاد فلانی که عارف واصل است چنین گفت و استاد بهمانی که دانای کل است چنان گفت و نسخه های عجیب و غریب به اصطلاح عرفانی و اخلاقی.
سالها پیش با دوستان مسجدی به اردوی مشهد رفته بودیم آیت الله امجد به حسینیه ی ما آمده بودند و دقایق بسیار کوتاهی منبر رفتند بعد از اینکه از منبر پایین آمدند دورشان جمع شدیم و از ایشان سوال می پرسیدیم من که نوجوان ۱۵-۱۶ ساله ای بودم گفتم حاج آقا یک توصیه ی اخلاقی بکنید.

و حاج آقا گفتند: به واجبات عمل بکنید و محرمات را ترک کنید . من گفتم: همین. ایشان گفتند: همین.
اولین راه شناخت سره از نا سره در مسیر عرفانی همین است رعایت حدود الهی واجبات و محرمات اگر کسی ادعایی کرد ولی حرامی مثل دروغ ،غیبت ،نگاه به نامحرم (یا مثلا بی حجابی برای خانمها) را انجام داد قطعا دروغ گو است.
و دومین نکته قابل توجه اینکه:
هر که را اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند
| + نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 | ساعت12:1 | توسط آقای راهی |
پدري با پسرش گفت به خشم
كه تو آدم نشوي خاك به سر
حيف از اين عمر كه اي بس سر و پا
در پي تربيتت كردم سر
گر كسان جامع خيراند و شراند
از سر و پاي تو بارد همه شر
دل فرزند از اين حرف شكست
بيخبر روز دگر كرد سفر
رفت از پيش پدر تا كه كند
بهر خود فكر دگر، كار دگر
رفت از آن شهر به شهري كه شود
فارغ از سرزنش تلخ پدر
عاقبت منصب والايي يافت
حاكم شهر شد و صاحب زر
تا ببيند پدر آن جاه و جلال
امر فرمود به احضار پدر
پدرش آمد از راه دراز
نزد حاكم شد و بشناخت پسر
پسر از غايت خودخواهي و كبر
به سراپاي وي افكند نظر
گفت: گفتي كه من آدم نشوم
حاليا حشمت و جاهم بنگر
پير خنديد و سري داد تكان
اين سخن گفت و برون شد از در
من نگفتم كه تو حاكم نشوي
گفتم آدم نشوي جان پسر
از ص 212 كتاب خانواده، آيينه دو همسر آقاي زرافشان،
منبع: جام جم
| + نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 | ساعت17:59 | توسط آقای راهی |
اللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي
اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری
اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً
کَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ

على بن شعیب، یکى از شاگردان با استعداد و لایق آن حضرت، مى گوید:
روزى به دیدار امام رضا (علیه السلام) رفتم. امام از من پرسید:
ـ یا على! چه کسى از نظر زندگى بهترین مردم است؟
جواب دادم: اى سرور و آقاى من! شما به این مطلب از من داناترید.
بعد از آن فرمود: کسى که امور زندگى دیگران را از طریق امورِ زندگى خویش نیکو مى گرداند. و سپس ادامه داد: مى دانى چه کسى از نظر زندگى از همه مردم بدتر است؟
جواب دادم: شما داناترید.
فرمود: کسى که دیگران از زندگى او بهره اى ندارند.
|
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 | ساعت14:4 | توسط آقای راهی |
تعيين وقت براي ظهور جايز نيست و براساس روايات معصومين(ع) ما وظيفه داريم كساني را كه به تعيين وقت براي ظهور ميپردازند تكذيب كنيم. در اينجا براي آشنايي شما عزيزان به برخي از اين روايات اشاره ميكنيم.
امام صادق(ع) در روايتي خطاب به محمدبن مسلم ميفرمايد:
اي محمد! هر كس براي تو خبري از ما درباره تعيين وقت [ظهور] نقل كرد در تكذيب او درنگ نكن؛ زيرا ما [اهل بيت] براي هيچكس وقت ظهور را تعيين نكردهايم.
در روايات ديگري وقتي «مِهزَم» به امام صادق(ع) عرض ميكند:
فدايت شوم، در مورد اين امري كه ما در انتظار آنيم، مرا آگاه كنيد كه چه زماني واقع ميشود؟
آن حضرت ميفرمايد:
اي مهزم! آنان كه [براي اين امر] تعيين وقت ميكنند دروغ ميگويند و آنها كه [در اين امر] شتاب ميكنند نابود ميشوند و كساني كه تسليم ميشوند نجات مييابند.
|
+ نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1387 | ساعت6:24 | توسط آقای راهی |
میگه : چرا به روز نیستی
چرا مطلب نمی نویسی؟
چرا همه مطالبت کپی-پیسته؟
چرا....
من میگم من کپی-پیست کنم ، به روز نکنم اصلا آقا جون وبلاگ رو تعطیلش کنم بهتر از اینه که چرت و پرت بنویسم بد میگم؟؟؟؟
هرکی میگه بد میگم شدیدا آماده مناظره هستم. من مثل جاسبی که نیستم این طوری نگاه کنید..

| + نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | ساعت20:10 | توسط آقای راهی |
۱۳ آبان روز بخصوصی در تاریخ پر فراز نشیب ایران اسلامی است. این روز سالگرد ۳ حادثه ی بزرگ است که هر کدام به نوبه ی خود سهم عظیمی در تاریخ جمهوری اسلامی داشته اند و خواهند داشت.
اولین حادثه تاریخ ساز در ۱۳ آبان سال ۱۳۴۳ رخ داد که رژیم پست شاهنشاهی حضرت امام خمینی (ره) را به ترکیه تبعید کرد.امام خمینی در تاریخ ۴ آبان ۱۳۴۳ سخنرانی معروفشان را علیه کاپیتالاسیون ایراد کرده بودند که موجب رسوایی شاه ملعون شد و سر آغاز هجرت ۱۴ ساله ایشان و پیروزی انقلاب.

دومین حادثه تاریخ ساز در ۱۳ آبان سال ۱۳۵۷ در آستانه انقلاب اسلامی رخ داد که در آن روز دانشآموزان در حالي كه مدارس را تعطيل كرده بودند، به سمت دانشگاه تهران حركت كردند تا صداي اعتراض خود را به گوش همگان برسانند. اين جوانان پر شور و خداجو، گروه گروه، داخل دانشگاه شدند و به همراه دانشجويان و گروههاي ديگري از مردم در زمين چمن دانشگاه اجتماع كردند.ساعت يازده صبح، مأموران، ابتدا چند گلوله گاز اشكآور در ميان اين جمعيت خروشان پرتاب كردند؛ اما، اجتماع كنندگان در حاليكه به سختي نفس ميكشيدند، صداي خود را رساتر كرده و با فرياد اللهاكبر، لرزه بر اندام مأموران مسلح شاه افكندند.
در اين هنگام تيراندازي آغاز شد و جوانان و نوجوانان بيگناه، يكي پس از ديگري، در خون خود غلتيدند. در اين روز، 56 تن شهيد و صدها نفر مجروح شدند.

سومین حادثه تاریخ ساز در ۱۳ آبان سال ۱۳۵۸ تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام بود.

این حادثه که تاثیرات عمیقی در معادلات ایران و جهان داشت با حمایت و تایید امام خمینی رهبر کبیر انقلاب رو برو شد و انقلاب دوم نام گرفت.
| + نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387 | ساعت23:23 | توسط آقای راهی |
سراپا اگر زرد و پژمرده ايم ولي دل به پاييز نسپرده ايم
چو گلدان خالي لب پنجره
پر از خاطرات ترك خورده ايم
اگر داغ دل بود ما ديده ايم
اگر خون دل بود ما خورده ايم
اگر دل دليل است ما آورده ايم
اگر داغ شرط است ما برده ايم
اگر دشنه ي دشمنان گردنيم
اگرخنجر دوستان گرده ايم
گواهي بخواهيد اينك گواه
همين زخم هايي كه نشمرده ايم
دلي سربلند و سري سر به زير
از اين دست عمري به سر برده ايم
به بهانه يكسالگي كوچ
استاد قيصر امين پور
| + نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387 | ساعت6:16 | توسط آقای راهی |
غزه باریکه ای در خون


بای ذنب قتلت

و دیوار هایی که باید فرو ریخته شوند و فرو می ریزند

و این است آزادی ، حقوق بشر، صلح، طرح خاورمیانه بزرگ
و عراق و پاکستان و افغانستان و...
حال و روزشان معلوم است
| + نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387 | ساعت7:12 | توسط آقای راهی |
دو تن از مراجع تقليد در قم در پاسخ به استفتايي، هرگونه معامله با وهابيون را حرام اعلام كردند.
به گزارشرجانیوز به نقل از دفتر آيتالله حسين نوري همداني، اين مرجع تقليد در پاسخ به استفتايي در مورد سئوال گرفتن و خواندن كتب و جزوات و حتي سيديهايي كه وهابيت در عمره به صورت رايگان توزيع ميكند، با توجه به محتوي آنها كه موجبات تزلزل عقيدتي و ديني شيعيان را فراهم ميآورند، چه حكمي دارد، بيان داشت: در فرض مذكور گرفتن و خواندن آنها فقط براي كساني جايز است كه به قصد جواب دادن ميگيرند و از عهده جواب دادن برميآيند.
وي همچنين در پاسخ به سئوال معامله با وهابيت در صورتي كه اين معامله به سود آنها باشد و سود را نيز عليه شيعه استفاده كنند و اين امر موجب منفعت آنها و ايجاد چرخه اقتصاديشان شود چه حكمي دارد، پاسخ داد: بر فرض مذكور بدون ترديد حرام است و لازم است از آن اجتناب شود.
آيتالله ناصر مكارمشيرازي نيز در پاسخ به سئوال اول پاسخ داد: براي كساني كه اطلاعات كافي ندارند گرفتن و مطالعه آن اشكال دارد.
وي همچنين در پاسخ به سئوال معامله با وهابيت در صورتي كه اين معامله به سود آنها باشد و سود را نيز عليه شيعه استفاده كنند و اين امر موجب منفعت آنها و ايجاد چرخه اقتصاديشان شود چه حكمي دارد، گفت: بر فرض سئوال جايز نيست.
| + نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387 | ساعت6:54 | توسط آقای راهی |
امتحان و آزمایش
اصبحت ....
و امسیت ...
و امام صادق(ع) ميفرمايد: «اي شيعيان اهل بيت بدانيد كه امورتان مانند سرمه در چشم است كه شخص ميداند چه موقع سرمه در چشم ميرود و نميداند چه موقع سرمه از چشم ميرود. زماني است كه افراد، صبحهنگام در دين هستند و شبهنگام از دين خارج ميشوند و كسي هم شب در دين ما هست و صبح، از دين خارج ميشود».
|
+ نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387 | ساعت0:37 | توسط آقای راهی |


