علامة مجلسي در «بحارالأنوار» و شيخ علي حائري يزدي در کتاب «الزام الناصب» از «احتجاج» طبرسي نقل کردهاند که سلمان فارسي پس از سه روز بعد از رحلت رسول خدا(ص) براي مردم خطبهاي خواند و در آن خطبة خطاب به مردم چنين گفت:
«ستايش خداي را که مرا بعد از آنکه حق را انکار مينمودم، به دين خود هدايت فرمود، چه آنکه من آتش کفر را شعله ور ميساختم و آن را بالا ميبردم و از آن بهرهاي داشتم تا اينکه خداي عزّوجلّ محبّت تُهامه (يعني سرزمين مکّه) را به دلم انداخت. پس در حالي که گرسنه و تشنه بودم، قومم مرا طرد کرده بودند، دستم خالي بود، مرکبي نداشتم که بر آن سوار شوم و مالي در دستم نبود که مرا توانايي بخشد، بيرون آمدم و حالم آن گونه بود که بود، تا به حضور رسول خدا(ص) شرفياب شدم و آنچه را که ميدانستم شناختم و علائمي را که دربارة رسول خدا اطّلاع داشتم، ديدم. پس خداوند به وسيلة او مرا از آتش نجات داد و در دنيا به آن معرفتي که به وسيلة آن به دين مبين اسلام داخل شدم، رسيدم.
آگاه باشيد اي مردم، حديث مرا بشنويد و سپس در آن تعقّل کنيد....
ادامه در ادامه مطلب
|
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388 | ساعت2:51 | توسط آقای راهی |
به حسن
ترا در اين سخن انکار کار ما نرسد
اگر چه حسنفروشان به جلوه آمدهاند
کسى به حسن و ملاحت به يار ما نرسد
به حقّ صحبت ديرين که هيچ محرم راز
به يار يکجهتِ حقگزار ما نرسد
هزار نقش برآمد ز کلک صنع و يکى
به دلپذيرى نقش نگار ما نرسد
هزار نقد به بازار کاينات آرند
يکى به سکهى صاحب عيار ما نرسد
دريغِ قافلهى عمر کان چنان رفتند
که گردشان به هواى ديار ما نرسد
بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصهى او
به سمع پادشه کامکار ما نرسد
حافظ بدون شک، درخشانترين ستارهى فرهنگ فارسى است - شعر فارسى، - در طول اين چندين قرن تا امروز نداريم هيچ شاعرى را که به قدر حافظ، در اعماق و زواياى جامعهى ما و ذهن و دل ملت ما نفوذ کرده باشد و حضور داشته باشد. شاعرِ همهى قرنهاست و همهى قشرهاست. از عرفاى بىخود از خودِ مجذوبِ جلوههاى الهى، تا اديبان و شاعران خوشذوق، تا رندان بىسر و پا و تا مردان و زنان معمولى جامعهى ما، هر کدام در حافظ سخن دل خود را يافتند و به زبان او، شرح حال و وصف حال خود را سرودند. شاعرى که ديوان او تا امروز هم، پرفروشترين کتاب و پرنشرترين کتاب، بعد از قرآن است و ديوان او در همه جاى اين کشور و در بسيارى از خانهها - يا بيشتر خانهها - با قداست و حرمت، در کنار کتاب الهى گذاشته شده است. شاعرى که لفظ و معنا را و قالب و محتوا را با هم به اوج رسانده و در هر مقولهاى که سخن رانده، زبدهترين و موجزترين و شيرينترين را گفته است.
بیانات مقام معظم رهبری در کنگره جهانی حافظ .سال ۱۳۶۸
متن کامل بیانات در ادامه مطلب
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388 | ساعت12:48 | توسط آقای راهی |
همه ما با کارت زرد و قرمز و مفهوم استعاری آن آشنایی داریم اما اینکه در عرصه سیاست و زندگی هم واقعا کارت زرد و قرمز وجود دارد؟ پاسخ به این پرسش را در نوشته آیت الله حائری می توان یافت.
پايگاه اطلاع رساني آيت الله حائري شيرازي،مطلبي را به قلم ايشان با عنوان "در رابطه با مسائل پس از انتخابات " منتشر كرده كه متن كامل اين نوشتار به شرح زير است:
بسم الله الرحمن الرحيم
مسايل بعد از انتخابات كشور و مسئله فارس و ساير چالشهاي نظام اموري است كه اتفاق افتادن آن بهتر از سر باز نكردن و به قلب زدن است به قول ملك الشعراء:
بيرون فكن آتش درون را زين سوخته جان شنو يكي پند
گر آتش دل نهفته داري جانت بسوزد به جانت سوگند
انسان را بشناسيم تا راه اصلاح او را بفهميم وقتي خطايي اتفاق مي افتد يا عمدا جرمي واقع مي شود اگر كارت زرد نشان داده شود و يا با ارائه كارت سرخ مجرم حذف نشود خطاكار گرفتار توهم ميشود كه گفته من حق بود و گرنه چرا فلان سياستمدار درجه يك كه داور است به من كارت خود را نشان نداد.
اين را هم گفته باشيم كه معني (كلكم راع و كلكم مسئول) يعني همهتان داوريد و همه تان كارت زرد و سرخ داريد وهمه تان بايد پاسخگو باشيد كه چرا از كارت زرد و سرختان استفاده نكرديد.
ميگويند چرا نخبگان فارس چنين بيانيه اي نوشتند، نخبگان فارس كارت خود را نشان دادند و اگر نشان نمي دادند مواخذه مي شدند، نشان دادند تا طرف مقابل از توهم خارج شود آنها كه نشان ندادند به طرف مقابل دشمني كردهاند و بايد پاسخگو باشند.
آنكه شب و روز آمدنش را طلب ميكنيم در اولين فرمان "تواصوا بالحق و تواصو بالصبر " را احيا ميكنند كه همگان از كارتهاي زرد و سرخشان استفاده كنند.
بازداشت شدگان در تنهايي خودشان از توهم خارج شدند و معاف شدگان در توهم ماندند تا طوفان توهم سبكتران را بالاتر برد آن مخاطبش كه بود كه گفت تجزيهات خوب بود اما .....
اينها مراتب توهم است و همه حاصل محافظه كاري انسان ها به همنوعان يا برادران ديني (اما اخ لك في الدين او نظير و لك في الخلق)
گفتن و كارت زرد و سرخ نشان دادن خدمت بهفرد وخدمت به جامعه است و عدم استفاده از كارت ها لطمه بهفرد و لطمه به جامعه است. آنها كه از كارت خودشان استفاده نمي كنند سرنوشتشان با آنها كه خطا ميكنند گره خواهد خورد بالاخره مشمول كارت سرخ خواهند شد.
داور برتر تا حال چندين بار تكرار كرده است كه خواص نگفتن ها را مثل غلط گفتن ها جدي بگيرند. اين اخطار او نشان دادن كارت زرد به خواص بود آن هم بصورت مكرر.
ما در حال عبور از غفلتهاي گذشته هستيم و همين عبور با همه تلخي هايش مبارك است ما در حال حركت به سمت انسان شناسي هستيم، ما با انسان شناسي فاصله خود را با داور برتر كم ميكنيم، ما با جدي گرفتن اخطارهاي او آرامش را به بازي بر مي گردانيم كه همه در اين مسابقه از توان خود بهره گيرند نه اينكه حق ديگران را ضايع كنند.
قانون الهي بر مبناي حق وضع شده است و جز با رعايت آن حق احيا نخواهد شد پس اول كردار و رفتار دوم گفتار و آموزش و تعليم كه آن عزيز فرمود: هركس خود را براي آموزش ديگران آماده ميكند اول از آموزش به خودش شروع كند و آموزش به عمل و رفتار را پيش از آموزش به استدلال و گفتار قرار دهد، كه فرمود:(كونوا دعاه الناس بغير السنتكم)
نظرات کاربران:
| + نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 | ساعت23:34 | توسط آقای راهی |
خاطرات نامه عمره دانشجویی-۲
قرار شد ساعت ۷ صبح داخل لابی هتل باشیم تا به زیارت دوره برویم.زیارت دوره که از برنامه های کاروان بود به صورت دسته جمعی از اماکن متبرکه در مکه دیدن می کردیم. مسجد جن، منی عرفات و ... از این قبیل بودند.
شب قبل از زیارت دوره طبق معمول هر شب با دوستان جلوی اتاق مدیر و روحانی کاروان قالی پهن کرده بودیم و در فضایی دوستانه و صمیمی در مورد مسایل مختلف صحبت می کردیم گاهی هم بحث سیاسی می کردیم البته با وجود اختلاف نظرهای نسبتا زیاد هیچگاه دعوا نشد و حتی کسی صداش رو بلند نکرد، فقط وقتی دوستان لطیفه تعریف می کردند یا تیکه سنگین می نداختند شرمنده سایر دوستان می شدیم که در اتاق هاشون خواب بودند چون با صدای خنده ما بیدار می شدند .هر چقدر هم حاج آقا تذکر میداد که آرام تر بخندید به خرج ما نمی رفت. خلاصه اون شب هم تا دیر وقت ،گعده ما بر قرار بود.
یادم نیست که نماز صبح رو اون روز چه جور خوندیم ولی صبح ساعت شش و پنجاه و پنج دقیقه با فریاد:"بدو جا نمونی" از خواب بیدار شدیم به زحمت و با طیب خاطر بعد از تجدید وضو و منتظر ماندن برای آسانسور به رستوران رفتیم به نظر خودمون با سرعت صبحانه خوردیم و وقتی بعد از معطلی برای آسانسور با ده - پانزده دقیقه تاخیر دم در هتل رسیدیم دیدیم که اتوبوس راه افتاد! از بد روزگار زیارت دوره دیگری هم در کار نبود!
با دو سه تا از دوستان عزم رو جزم کردیم و با یک ون اختصاصی به دو سه تا از فروشگاههای مکه سر زدیم و باقی مانده پولمان رو خرج کردیم از یکی از فورشگاه ها دست پر داشتیم بیرون می زدیم یکی دیگه از هم کاروانی ها رو دیدیم با لبخند ملیحی گفت :"حاجی زیارت قبول".
| + نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388 | ساعت12:2 | توسط آقای راهی |
مرتضي اميري اسفندقه شاعر کشورمان که سال 76 شعري به خاتمي رئيس جمهوروقت تقديم کرده بود با اتفاقات بعد از انتخابات خرداد 88 با سرودن قطعه اي، شعرخود را پس گرف.
اميري اسفندقه در مقدمه اين قطعه آورده است:
جواب غزلي که خرداد 76 براي خاتمي سروده بودم ، گفت:
تا بدانستمي زدشمن دوست
زندگاني دوبار بايستي
اين قطعه "شعر قطعه واره 7 " اين شاعر است که اينگونه آغاز مي شود:
خاتمي را به فصاحت غزلي گفتم ناب
که نشانش همه جا و به همه کس بدهد
قيدکردم :نه توشاهي و نه ما شاعر مدح
تا مبادا صله ام جامه اطلس بدهد
کرده بودم به غزل يک دو کَرَت بيدارش
نکند تکيه به او هرکس و ناکس بدهد
**
ديده بانِ شرف و شوکت ايران باشد
خبراز فتنه ي اين سقفِ مُقرنس بدهد
دشمنان را به حوادث ،چه صعود و چه نزول
نه مقدس بدهد فيض و نه اقدس بدهد
نقش ايمان و وطن در نظرش باشد پاک
سرو جان برسرِ اين نقش مقدس بدهد
**
نه که بيگانه شو با وطن و حرمت دين
تاي تقوا بگذارد به زنان دس بدهد
دست دادن به غزالان نه گناهي ست بزرگ
دست ترسم بدهد پا و به کرکس بدهد
نوجوانان وطن را به خيابان بکشد
هديشان مخمصه در مخمصه محبس بدهد
**
طبع من از غزل گفته پشيمان شده است
برسانيد به او: شعر مرا پس بدهد
| + نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388 | ساعت1:18 | توسط آقای راهی |
یکی از خوانندگان عزیز وبلاگ برای مطلب قبل اینچنین نظر گذاشته اند:
هموطن:
تا حالا عکسی از کشتار در کشورهای افریقایی دیدی؟ این عکس خیلی خیلی خیلی خیلی دردناکه ولی تا حالا این عکسها رو دیدی می دونی خیلی اوضاعشون از فلسطینی ها بدتره؟ می خوای برای بچه های افریقایی مبارزه کنی یا چون مسلمون نیستن آدم هم نیستن؟ اون موقع که اجداد این بچه به خاطر پول خونه ها و زمین هاشون رو فروختن باید به اینجا ها هم فکر می کردن حالا تقاس اون حماقتها رو باید این طفل این فرشته معصوم پرپر شده پس بده زندگی سخته برادر من و پر از این صحنه های دردناک در سراسر این زمین هر جایی که طمع چشمی رو کور کرد آره عزیز برای همینه که طمع از گناهان کبیره است.
اما باید به این دوست عزیز عرض کرد که هر انسانی در هر جای دنیا که مورد ظلم واقع شود، دل انسان را به درد می آورد، کودکی فلسطینی باشد که سینه اش را گلوله صهیونیستان ددمنش دریده یا زن و دختر عراقی که سرباز ملعون آمریکایی او را مورد تجاوز قرار داده یا پیر مرد و پیر زن افغان که زیر چکمه های سربازان پست ناتو له شه و چه کودکی یا زنی یا پیر زنی یا مردی یا پیرمردی سیاه پوست در آفریقا که در اثر استعمار فرانسوی ها و اسپانیایی ها و دیگر اروپایی های کثیف مدعی حقوق بشر به فقر و فلاکت و ایدز و مالاریا دچار شده و برای رهایی آنها از فلاکت و حفظ کارمت و حقوق انسانیشان باید فریاد زد.نویسنده این وبلاگ در نوشته ها و مطالب پیشین از اینگونه فریادها بسیار بلند کرده.
اما اینکه طمع فلسطینی ها باعث حال و روز کودکان امروز فلسطین است نه اینچنین نیست.
اولا فلسطین در آن زمانی که مد نظر شماست مستعمره انگلیس کثیف روباه صفت بوده که قطعا حالت همان مردم آفریقا را که گفتی داشته اند.
ثانیا بسیاری از فلسطینی ها هنوز اسناد مالکیت زمین ها شان را دارند و کلید خانه هایی که حتما تا کنون ویران شده است. آمار این که چند در صد اراضی را قبل از تقدیم فلسطین توسط انگلیس به اسراییل فلسطینیان فروخته اند قابل بررسی است!
ثالثا نمی دانم چرا بعضی از قلم به دستان داخلی تمام قد از اسراییل دفاع می کنند؟ دلیلی بر این دفاع که ندارند، حتما سودی باید برایشان داشته باشد. امیدوارم این هموطن ما از آن دسته نباشد.
| + نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388 | ساعت17:45 | توسط آقای راهی |


