<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>تا بی نهایت . . .</title>
<link>http://azbinahaiat.blogfa.com/</link>
<description>انسان باش، بیندیش، راه انتخاب کن و در این راه ثابت قدم باش.</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 06 Nov 2009 21:41:42 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>انتظار</title>
<link>http://azbinahaiat.blogfa.com/post-196.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;&lt;EM&gt; ترا من چشم در راهم ...&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;ابو بصير مي‌گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: فدايت شوم اين گشايش كي فرا مي‌رسد؟ آن حضرت فرمودند: «اي ابا بصير! آيا تو از آن گروه هستي كه به دنبال دنيايند؟ هر كس اين امر را بشناسد، به سبب انتظارش براي او گشايش حاصل مي‌شود».&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 327px; HEIGHT: 467px&quot; height=669 alt=intezar hspace=0 src=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/b/b1/entezar.jpg&quot; width=449 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Nov 2009 21:41:42 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azbinahaiat&amp;postid=196</comments>
<dc:creator>azbinahaiat</dc:creator>
<guid>http://azbinahaiat.blogfa.com/post-196.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پای درس تلویزیون!!!</title>
<link>http://azbinahaiat.blogfa.com/post-195.aspx</link>
<description>&lt;EM&gt;&lt;FONT size=3&gt;آقای صداسیما به گوش باش و چشم بازکن ببین این نویسندگان و فیلم سازان و کارگردانان از طریق شما و با پول زبان بسته دانشگاه صدا و سیما و با حمایت بی دریغ مدیرانت چه به خورد جوانان و دختران و پسران این سر زمین می دهند و چگونه خوراک فرهنگی تقدیم آنها می کنند(اگر به فرهنگ اعتقادی هم داشته باشند بعضیها). مطالب زیر مربوط به کلاس&quot; ازدواج،همسریابی و رفتار با همسر&quot; در دانشگاه عظیم صدا و سیما است:&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;1 – شمس العماره&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ازدواج به شرط تمليک!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به هر حال کمدي سامان مقدم بهانه اي براي فتح باب اين ده گانه شده، چون اصولا شيوه جديدي براي خواستگاري را در رسانه ملي ترويج کرده است. شمس العماره بدون حضور بازيگران و قدرت ايفاي نقش آن ها، تنها يک پاورقي مجلات زرد است، که محوريت اش را بر انتخاب چند گزينه اي خواستگاران دختر جواني گذاشته که با همه خواستگارهايش از در دوستي وارد شده و انگار همه را به چشم همسري بسيار نزديک تر از نزديک مي بيند. به هر حال در اين تست کنکوري، برنده يک عمارت نان و آب دار هم نصيب مي برد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;2- مسافران&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ناموس علمي تخيلي!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;واقعا کدام مرد ايراني اين قدر راحت ميهمان شوهر دوم همسر خود مي شود؟ مسافران در ارائه تيپ مرداني که همسران خود را به چه طريقي به دست مي آورند و دختراني که چه شيفتگي براي يافتن شوهر نشان مي دهند شايسته تقدير است. در مسافران، فريد خواستگار همسر سابقش را درک مي کند. به هر حال صحبت سرخواستن است و اين که آن چه خواستني است،درهر حال مادر فرزند شماست ،اهميت ندارد. از آن سو دخترکان فضايي چنان له له شوهر را مي زنند که عرق شرم به صورت تصاعدي در بدن پخش مي شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;3- لطفا دور نزنيم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دختر و بگير، خونه رو نه!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همه اعضاي خانواده بدليل جاي خوبي که دارند و حاضر نيستند آن را از دست بدهند تن به يک معامله شريف مي زنند. آن ها بايد براي باقي ماندن دراين مکان گرم و نرم از شرف خود مايه بگذارند و براي دختر مجرد خانواده شوهر پيدا کرده و او را تکريم بسيار کنند مبادا صاحب خانه آزرده شود. اتفاقا معامله شيريني هم هست چون چند قسمتي بايد ما را بخنداند و زهر ماجرا را بگيرد. انگار اين روزها دخترها چنان بار گراني شده اند که بايد هر طور شده فرهنگ همسريابي خانوادگي را برايشان فعال کرد، اگر سودي مثل يک خانه هم وسط بود که چه بهتر.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;4- پنجمين خورشيد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گرچه پيرم تو شبي تنگ در آغوشم گير!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انوش همه ويژگي هاي يک مرد ايده آل را دارد البته اگر همه ويژگي هاي مثبت را پول بدانيم اين معادله صحيح است و گرنه او پير است، نيت بدي ندارد، دختر ماجرا که هم سن نوه اوست، از اين وصلت بسي فرخنده و شاد است. البته اين يکي از خواستگاري هاي مطرح شده در کار است، در جايي از کار ،دوست صميمي ات را بايد مجاب کني خواهرت را بگيرد و در جاي ديگر از يک بچه محل با صفا بخواهي که حتما به خواستگاري خواهر بيايد و گرنه خواهرت بدبخت مي شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;5 – روزهاي زيبا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بچه رو ببين مامان رو بگير!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;يکي از اپيزودهاي اين مجموعه که ريشه هاي روانشناختي هم دارد درباره مرد ميانسالي است که مجرد مانده و شيفته يکي از بيوه هاي محل با دو فرزند است. پسر اين بيوه از اين علاقه با خبر شده و ديگر در مغازه طرف کار نمي کند. اما او آدم بد ماجراست، چون همه مي خواهند به او بقبولانند اين که طرف شما را به خاطر علاقه به مادرت سرکار نگه داشته و به تو پولي مي دهد و برايت ساندويچ مي خرد و براي شنيدن صدايش به دروغ به خانه تان زنگ مي زند تا جوياي حال تو شود کار خوبي مي کند و نيت اش خير است، فقط شيوه اش اسم و رسم خوبي ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;6- در چشم باد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تو رو خدا منو بگير!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اين ديگر يک اپيدمي در کارهاي تلويزيوني وسينمايي ما شده که دخترها قصد دارند خود را هر طور شده و با هر خفت و خواري به يک پسر آويزان کرده و بعد از ربودن قاپ طرف در نقش همسر آينده وي ظاهر شوند .البته اسمش را عشق گذاشته اند، تا به کسي برنخورد مخصوصا به جامعه نسوان .اما انگار جوزاني هم به عواقب کارش نگاه عميقي نداشته و همچون ديگر کارهايي از اين دست از همين شيوه براي نمايش عشق استفاده کرده است. واقعا سحر جوزاني چرا بايد خود را به شازده خانواده اصيل و سنتي و مذهبي به اين شکل فجيع بچسباند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;7- عبور از پائيز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عروس بعد از اين!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در قسمتي از مجموعه اي که ماه مبارک رمضان پخش مي شد ،شاهد بوديم دختري از خانه رميده با يک چمدان به خانه نامزدش پناه مي برد. آن هم خانه اي که بسياري از قسمت هايش درب بسته و سقف پوشيده دارد. البته در اين خانه افراد ديگر هم هستند که حکم تطهير کننده ماجرا را دارند. اما واقعا کدام خانواده اصيل و با سوادمان اين شيوه ارتباطي را مي پسندد و قبول دارد. تازه افراد خانواده پسر، مانع رفتن دختر هم شده و اصرار بر اين ماندن عجيب نيز دارند. خب اين هم يک جورش است که اول ازدواج کرده و بعد عروسي کنيم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;8- همه فرزندان من&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ماجراي مهمان خطرناک!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر چند ماجراهاي اين مجموعه به طريقي پيش نرفت که عليرضا خمسه و مهرانه مهين ترابي در آخرين قسمت با هم ازدواج کنند، اما چند اشاره عجيب کار، اثر خودش را گذاشت. در قستي ازآن برادر اين خانم در لحظه اي وارد خانه خواهرش مي شود که آن آقا موبايلش را جا گذاشته بود و آمده بود آن را ببرد، که اين رويارويي به يک سوءتفاهم کمدي بدل شده و چون برادر از علاقه آقا به خواهرش با خبر است، مي گويد که مي ترسد او را امشب تنها بگذارد. در جمع دوستانه خانم ها هم بارها چنان شيوه هاي همسريابي مجدد با ولع خاصي صحبت مي شود که آب از دهان خانم هاي بازيگرش روان بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;9 – دلنوازان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;محفلي براي دختر بازي!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شيوه هاي آشنايي و خواستگاري هاي جوانان اين کار چنان از عرف آموزشي رسانه خارج است، که فقط يک واحيرتا بر مي ماند. دختر و پسرها در اين مجموعه در آشنايي هايي که بي شباهت به آشنايي و دوستي هاي خياباني نيست، چنان با هم به شيرين زباني، متلک پراني و پرشوخي رفتار مي کنند که حس مي کنيد هر محيط کاري ،قطعا اين نا امني را براي ناموس شمابه همراه خواهد داشت. شيوه هاي دختربازانه کار گاهي تا حد يک ملودرام آبکي هندي و آشنايي ستاره هاي باليوودي پايين آمده و بيننده را دچار حيرت مي کند که الان کجاي نقش قرار دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;10 – ماه عسل&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ماه عسل قبل از ازدواج!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بد نيست از اين پس دامادهاي محترم قبل از هرگونه داماد شدن به همراه خانواده عروس به يک سفر تفريحي ترجيحا در مکاني خوش آب و هوا رفته تا تست کاملي از آنها به عمل آمده و دنياي شيرين ماه عسل را قبل از ازدواج تجربه نمايند. به هر حال خانواده هايي اين چنين اُپن هم پيدا خواهند شد که شما را همچون جان شيرين، لابه لاي نواميس خود چرخانده تا مردانگي شما به اثبات رسيده و بعد رخت دامادي را به تن تان کنند. البته بايد يک پير مرشد هم همراه باشد تا از بيرون انداختن شما از اين مراسم محيرالعقول جلوگيري کرده و ريش گرو بگذارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برنا/&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 07:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azbinahaiat&amp;postid=195</comments>
<dc:creator>azbinahaiat</dc:creator>
<guid>http://azbinahaiat.blogfa.com/post-195.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جنبش سبزی و بنی صدر</title>
<link>http://azbinahaiat.blogfa.com/post-194.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#ff0000&gt;امام علی علیه السلام:&quot;ما اکثر العبر و اقل الاعتبار&quot;چه عبرتها زیادند و عبرت گیرندگان کم.&quot;&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;در غرفه روزنامه جمهوری اسلامی عکس بنی صدر خائن با روسری منتشر شد.شعار مردم هم در عکس نوشته شده:اون که می گفت &quot;مقاومت. مقاومت&quot; در رفته/ مرد که نبود، لچک به سر در رفته.&lt;IMG alt=khaen hspace=0 src=&quot;http://www.jahannews.com/images/docs/000072/n00072689-b.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این حادثه باید درس عبرتی باشد برای سیاستمداران و مسئولان و سران احزاب و به خصوص جنبش سبزی ها.این آقایان جنبش سبزی دیدند که مردم و نخبگان در روز قدس و نمایشگاه مطبوعات چگونه از آنها استقبال کردند! در ضمن بدانند که این بار راه فراری نیست و لچک به سر آواره خیابان ها می شوند و به دست عدالت مجازات می شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 Oct 2009 07:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azbinahaiat&amp;postid=194</comments>
<dc:creator>azbinahaiat</dc:creator>
<guid>http://azbinahaiat.blogfa.com/post-194.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سه نقطه ...</title>
<link>http://azbinahaiat.blogfa.com/post-193.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 450px; HEIGHT: 756px&quot; height=855 alt=karikator hspace=0 src=&quot;http://adamvare.persiangig.com/weblog/bijani/marhoome%20eslahat/marhoomeslahat008.gif&quot; width=521 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://cartoonblog.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;مازيار بيژنی&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 19 Oct 2009 20:31:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azbinahaiat&amp;postid=193</comments>
<dc:creator>azbinahaiat</dc:creator>
<guid>http://azbinahaiat.blogfa.com/post-193.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سلمان و ظهور</title>
<link>http://azbinahaiat.blogfa.com/post-192.aspx</link>
<description> &lt;BR&gt;علامة مجلسي در «بحارالأنوار» و شيخ علي حائري يزدي در کتاب «الزام الناصب» از «احتجاج» طبرسي نقل کرده‌اند که &lt;FONT color=#ff0000&gt;سلمان فارسي&lt;/FONT&gt; پس از سه روز بعد از رحلت رسول خدا(ص) براي مردم خطبه‌اي خواند و در آن خطبة خطاب به مردم چنين گفت:&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;«ستايش خداي را که مرا بعد از آنکه حق را انکار مي‌نمودم، به دين خود هدايت فرمود، چه آنکه من آتش کفر را شعله ور مي‌ساختم و آن را بالا مي‌بردم و از آن بهره‌اي داشتم تا اينکه خداي عزّوجلّ محبّت تُهامه (يعني سرزمين مکّه) را به دلم انداخت. پس در حالي که گرسنه و تشنه بودم، قومم مرا طرد کرده بودند، دستم خالي بود، مرکبي نداشتم که بر آن سوار شوم و مالي در دستم نبود که مرا توانايي بخشد، بيرون آمدم و حالم آن گونه بود که بود، تا به حضور رسول خدا(ص) شرفياب شدم و آنچه را که مي‌دانستم شناختم و علائمي را که دربارة رسول خدا اطّلاع داشتم، ديدم. پس خداوند به وسيلة او مرا از آتش نجات داد و در دنيا به آن معرفتي که به وسيلة آن به دين مبين اسلام داخل شدم، رسيدم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آگاه باشيد اي مردم، حديث مرا بشنويد و سپس در آن تعقّل کنيد....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ادامه در ادامه مطلب&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 15 Oct 2009 23:21:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azbinahaiat&amp;postid=192</comments>
<dc:creator>azbinahaiat</dc:creator>
<guid>http://azbinahaiat.blogfa.com/post-192.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حافظ</title>
<link>http://azbinahaiat.blogfa.com/post-191.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;به حسن&lt;S1&gt; خلق و وفا کس به يار ما نرسد &lt;IMG alt=hafiz hspace=0 src=&quot;http://4.bp.blogspot.com/_ZSK5rD7X__k/StMmEZSlIUI/AAAAAAAAAOo/YZ6mgb-o2Aw/s320/DSC00526.JPG&quot; align=left border=0&gt;&lt;BR&gt;ترا در اين سخن انکار کار ما نرسد&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;اگر چه حسن‌فروشان به جلوه آمده‌اند &lt;BR&gt;کسى به حسن و ملاحت به يار ما نرسد&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;به حقّ صحبت ديرين که هيچ محرم راز &lt;BR&gt;به يار يک‌جهتِ حق‌گزار ما نرسد&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;هزار نقش برآمد ز کلک صنع و يکى &lt;BR&gt;به دلپذيرى نقش نگار ما نرسد&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;هزار نقد به بازار کاينات آرند &lt;BR&gt;يکى به سکه‌ى صاحب عيار ما نرسد&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;دريغِ قافله‌ى عمر کان چنان رفتند &lt;BR&gt;که گردشان به هواى ديار ما نرسد&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصه‌ى او &lt;BR&gt;به سمع پادشه کامکار ما نرسد&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;حافظ بدون شک، درخشانترين ستاره‌ى فرهنگ فارسى است - شعر فارسى، - در طول اين چندين قرن تا امروز نداريم هيچ شاعرى را که به قدر حافظ، در اعماق و زواياى جامعه‌ى ما و ذهن و دل ملت ما نفوذ کرده باشد و حضور داشته باشد. شاعرِ همه‌ى قرنهاست و همه‌ى قشرهاست. از عرفاى بى‌خود از خودِ مجذوبِ جلوه‌هاى الهى، تا اديبان و شاعران خوش‌ذوق، تا رندان بى‌سر و پا و تا مردان و زنان معمولى جامعه‌ى ما، هر کدام در حافظ سخن دل خود را يافتند و به زبان او، شرح حال و وصف حال خود را سرودند. شاعرى که ديوان او تا امروز هم، پرفروشترين کتاب و پرنشرترين کتاب، بعد از قرآن است و ديوان او در همه جاى اين کشور و در بسيارى از خانه‌ها - يا بيشتر خانه‌ها - با قداست و حرمت، در کنار کتاب الهى گذاشته شده است. شاعرى که لفظ و معنا را و قالب و محتوا را با هم به اوج رسانده و در هر مقوله‌اى که سخن رانده، زبده‌ترين و موجزترين و شيرينترين را گفته است.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;بیانات مقام معظم رهبری در کنگره جهانی حافظ .سال ۱۳۶۸&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;متن کامل بیانات در ادامه مطلب&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Oct 2009 09:17:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azbinahaiat&amp;postid=191</comments>
<dc:creator>azbinahaiat</dc:creator>
<guid>http://azbinahaiat.blogfa.com/post-191.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کارت زرد کارت قرمز</title>
<link>http://azbinahaiat.blogfa.com/post-190.aspx</link>
<description>همه ما با کارت زرد و قرمز و مفهوم استعاری آن آشنایی داریم اما اینکه در عرصه سیاست و زندگی هم واقعا کارت زرد و قرمز وجود دارد؟ پاسخ به این پرسش را در نوشته آیت الله حائری می توان یافت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; پايگاه اطلاع رساني آيت الله حائري شيرازي،مطلبي را به قلم ايشان با عنوان &quot;در رابطه با مسائل پس از انتخابات &quot; منتشر كرده كه متن كامل اين نوشتار به شرح زير است:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بسم الله الرحمن الرحيم &lt;BR&gt;مسايل بعد از انتخابات كشور و مسئله فارس و ساير چالش‌هاي نظام اموري است كه اتفاق افتادن آن بهتر از سر باز نكردن و به قلب زدن است به قول ملك الشعراء: &lt;BR&gt;بيرون فكن آتش درون را زين سوخته جان شنو يكي پند &lt;BR&gt;گر آتش دل نهفته داري جانت بسوزد به جانت سوگند &lt;BR&gt;انسان را بشناسيم تا راه اصلاح او را بفهميم وقتي خطايي اتفاق مي افتد يا عمدا جرمي واقع مي شود اگر كارت زرد نشان داده شود و يا با ارائه كارت سرخ مجرم حذف نشود خطاكار گرفتار توهم مي‌شود كه گفته من حق بود و گرنه چرا فلان سياست‌مدار درجه يك كه داور است به من كارت خود را نشان نداد. &lt;BR&gt;اين را هم گفته باشيم كه معني (كلكم راع و كلكم مسئول) يعني همه‌تان داوريد و همه تان كارت زرد و سرخ داريد وهمه تان بايد پاسخگو باشيد كه چرا از كارت زرد و سرختان استفاده نكرديد. &lt;BR&gt;ميگويند چرا نخبگان فارس چنين بيانيه اي نوشتند، نخبگان فارس كارت خود را نشان دادند و اگر نشان نمي دادند مواخذه مي شدند، نشان دادند تا طرف مقابل از توهم خارج شود آنها كه نشان ندادند به طرف مقابل دشمني كرده‌اند و بايد پاسخگو باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آنكه شب و روز آمدنش را طلب مي‌كنيم در اولين فرمان &quot;تواصوا بالحق و تواصو بالصبر &quot; را احيا مي‌كنند كه همگان از كارت‌هاي زرد و سرخشان استفاده كنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بازداشت شدگان در تنهايي خودشان از توهم خارج شدند و معاف شدگان در توهم ماندند تا طوفان توهم سبك‌تران را بالاتر برد آن مخاطبش كه بود كه گفت تجزيه‌ات خوب بود اما ..... &lt;BR&gt;اينها مراتب توهم است و همه حاصل محافظه كاري انسان ها به همنوعان يا برادران ديني (اما اخ لك في الدين او نظير و لك في الخلق)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گفتن و كارت زرد و سرخ نشان دادن خدمت به‌فرد وخدمت به جامعه است و عدم استفاده از كارت ها لطمه به‌فرد و لطمه به جامعه است. آنها كه از كارت خودشان استفاده نمي كنند سرنوشتشان با آنها كه خطا مي‌كنند گره خواهد خورد بالاخره مشمول كارت سرخ خواهند شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;داور برتر تا حال چندين بار تكرار كرده است كه خواص نگفتن ها را مثل غلط گفتن ها جدي بگيرند. اين اخطار او نشان دادن كارت زرد به خواص بود آن هم بصورت مكرر.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما در حال عبور از غفلت‌هاي گذشته هستيم و همين عبور با همه تلخي هايش مبارك است ما در حال حركت به سمت انسان شناسي هستيم، ما با انسان شناسي فاصله خود را با داور برتر كم مي‌كنيم، ما با جدي گرفتن اخطارهاي او آرامش را به بازي بر مي گردانيم كه همه در اين مسابقه از توان خود بهره گيرند نه اينكه حق ديگران را ضايع كنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قانون الهي بر مبناي حق وضع شده است و جز با رعايت آن حق احيا نخواهد شد پس اول كردار و رفتار دوم گفتار و آموزش و تعليم كه آن عزيز فرمود: هركس خود را براي آموزش ديگران آماده مي‌كند اول از آموزش به خودش شروع كند و آموزش به عمل و رفتار را پيش از آموزش به استدلال و گفتار قرار دهد، كه فرمود:(كونوا دعاه الناس بغير السنتكم) &lt;BR&gt;نظرات کاربران:&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 07 Oct 2009 20:03:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azbinahaiat&amp;postid=190</comments>
<dc:creator>azbinahaiat</dc:creator>
<guid>http://azbinahaiat.blogfa.com/post-190.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زیارت دوره در مکه</title>
<link>http://azbinahaiat.blogfa.com/post-189.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;خاطرات نامه عمره دانشجویی-۲&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قرار شد ساعت ۷ صبح داخل لابی هتل باشیم تا به زیارت دوره برویم.زیارت دوره که از برنامه های کاروان بود به صورت دسته جمعی از اماکن متبرکه در مکه دیدن می کردیم. مسجد جن، منی عرفات و ... از این قبیل بودند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شب قبل از زیارت دوره طبق معمول هر شب با دوستان جلوی اتاق مدیر و روحانی کاروان قالی پهن کرده بودیم و در فضایی دوستانه و صمیمی در مورد مسایل مختلف صحبت می کردیم گاهی هم بحث سیاسی می کردیم البته با وجود اختلاف نظرهای نسبتا زیاد هیچگاه دعوا نشد و حتی کسی صداش رو بلند نکرد، فقط  وقتی دوستان لطیفه تعریف می کردند یا تیکه سنگین می نداختند شرمنده سایر دوستان می شدیم که در اتاق هاشون خواب بودند چون با صدای خنده ما بیدار می شدند .هر چقدر هم حاج آقا تذکر میداد که آرام تر بخندید به خرج ما نمی رفت. خلاصه اون شب هم تا دیر وقت ،گعده ما بر قرار بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یادم نیست که نماز صبح رو اون روز چه جور خوندیم ولی صبح ساعت شش و پنجاه و پنج دقیقه با فریاد:&quot;بدو جا نمونی&quot; از خواب بیدار شدیم به زحمت و با طیب خاطر بعد از تجدید وضو و منتظر ماندن برای آسانسور به رستوران رفتیم به نظر خودمون با سرعت صبحانه خوردیم و وقتی بعد از معطلی برای آسانسور با ده - پانزده دقیقه تاخیر دم در هتل رسیدیم دیدیم که اتوبوس راه افتاد! از بد روزگار زیارت دوره دیگری هم در کار نبود!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با دو سه تا از دوستان عزم رو جزم کردیم و با یک ون اختصاصی به دو سه تا از فروشگاههای مکه سر زدیم و باقی مانده پولمان رو خرج کردیم از یکی از فورشگاه ها دست پر داشتیم بیرون می زدیم  یکی دیگه از هم کاروانی ها رو دیدیم با لبخند ملیحی گفت :&quot;&lt;STRONG&gt;حاجی زیارت قبول&lt;/STRONG&gt;&quot;.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Oct 2009 08:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azbinahaiat&amp;postid=189</comments>
<dc:creator>azbinahaiat</dc:creator>
<guid>http://azbinahaiat.blogfa.com/post-189.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شعر مرا پس بده</title>
<link>http://azbinahaiat.blogfa.com/post-188.aspx</link>
<description> &lt;BR&gt;&lt;EM&gt;مرتضي اميري اسفندقه شاعر کشورمان که سال 76 شعري به خاتمي رئيس جمهوروقت تقديم کرده بود با اتفاقات بعد از انتخابات خرداد 88 با سرودن قطعه اي، شعرخود را پس گرف.&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;EM&gt; اميري اسفندقه در مقدمه اين قطعه آورده است: &lt;BR&gt;جواب غزلي که خرداد 76 براي خاتمي سروده بودم ، گفت: &lt;BR&gt;تا بدانستمي زدشمن دوست &lt;BR&gt;زندگاني دوبار بايستي &lt;BR&gt;اين قطعه &quot;شعر قطعه واره 7 &quot; اين شاعر است که اينگونه آغاز مي شود:&lt;/EM&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;خاتمي را به فصاحت غزلي گفتم ناب &lt;BR&gt;که نشانش همه جا و به همه کس بدهد &lt;BR&gt;قيدکردم :نه توشاهي و نه ما شاعر مدح &lt;BR&gt;تا مبادا صله ام جامه اطلس بدهد &lt;BR&gt;کرده بودم به غزل يک دو کَرَت بيدارش &lt;BR&gt;نکند تکيه به او هرکس و ناکس بدهد &lt;BR&gt;** &lt;BR&gt;ديده بانِ شرف و شوکت ايران باشد &lt;BR&gt;خبراز فتنه ي اين سقفِ مُقرنس بدهد &lt;BR&gt;دشمنان را به حوادث ،چه صعود و چه نزول &lt;BR&gt;نه مقدس بدهد فيض و نه اقدس بدهد &lt;BR&gt;نقش ايمان و وطن در نظرش باشد پاک &lt;BR&gt;سرو جان برسرِ اين نقش مقدس بدهد &lt;BR&gt;** &lt;BR&gt;نه که بيگانه شو با وطن و حرمت دين &lt;BR&gt;تاي تقوا بگذارد به زنان دس بدهد &lt;BR&gt;دست دادن به غزالان نه گناهي ست بزرگ &lt;BR&gt;دست ترسم بدهد پا و به کرکس بدهد &lt;BR&gt;نوجوانان وطن را به خيابان بکشد &lt;BR&gt;هديشان مخمصه در مخمصه محبس بدهد &lt;BR&gt;** &lt;BR&gt;طبع من از غزل گفته پشيمان شده است &lt;BR&gt;برسانيد به او: شعر مرا پس بدهد&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 27 Sep 2009 21:47:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azbinahaiat&amp;postid=188</comments>
<dc:creator>azbinahaiat</dc:creator>
<guid>http://azbinahaiat.blogfa.com/post-188.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پاسخی به هموطن</title>
<link>http://azbinahaiat.blogfa.com/post-187.aspx</link>
<description>یکی از خوانندگان عزیز وبلاگ برای مطلب قبل اینچنین نظر گذاشته اند:
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;EM&gt;&lt;A href=&quot;http://farzaneh-t58.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;هموطن&lt;/A&gt;:&lt;BR&gt;تا حالا عکسی از کشتار در کشورهای افریقایی دیدی؟ این عکس خیلی خیلی خیلی خیلی دردناکه ولی تا حالا این عکسها رو دیدی می دونی خیلی اوضاعشون از فلسطینی ها بدتره؟ می خوای برای بچه های افریقایی مبارزه کنی یا چون مسلمون نیستن آدم هم نیستن؟ اون موقع که اجداد این بچه به خاطر پول خونه ها و زمین هاشون رو فروختن باید به اینجا ها هم فکر می کردن حالا تقاس اون حماقتها رو باید این طفل این فرشته معصوم پرپر شده پس بده زندگی سخته برادر من و پر از این صحنه های دردناک در سراسر این زمین هر جایی که طمع چشمی رو کور کرد آره عزیز برای همینه که طمع از گناهان کبیره است.&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما باید به این دوست عزیز عرض کرد که هر انسانی در هر جای دنیا که مورد ظلم واقع شود، دل انسان را به درد می آورد، کودکی فلسطینی باشد که سینه اش را گلوله صهیونیستان ددمنش دریده یا زن و دختر عراقی که سرباز ملعون آمریکایی او را مورد تجاوز قرار داده یا پیر مرد و پیر زن افغان که زیر چکمه های سربازان پست ناتو له شه و چه کودکی یا زنی یا پیر زنی یا مردی یا پیرمردی سیاه پوست در آفریقا که در اثر استعمار فرانسوی ها و اسپانیایی ها و دیگر اروپایی های کثیف مدعی حقوق بشر به فقر و فلاکت و ایدز و مالاریا دچار شده و برای رهایی آنها از فلاکت و حفظ کارمت و حقوق انسانیشان باید فریاد زد.نویسنده این وبلاگ در نوشته ها و مطالب پیشین از اینگونه فریادها بسیار بلند کرده.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما اینکه طمع فلسطینی ها باعث حال و روز کودکان امروز فلسطین است نه اینچنین نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt; اولا&lt;/FONT&gt; فلسطین در آن زمانی که مد نظر شماست مستعمره انگلیس کثیف روباه صفت بوده که قطعا حالت همان مردم آفریقا را که گفتی داشته اند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;ثانیا&lt;/FONT&gt; بسیاری از فلسطینی ها هنوز اسناد مالکیت زمین ها شان را دارند و کلید خانه هایی که حتما تا کنون ویران شده است. آمار این که چند در صد اراضی را قبل از تقدیم فلسطین توسط انگلیس به اسراییل فلسطینیان فروخته اند قابل بررسی است!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;ثالثا&lt;/FONT&gt; نمی دانم چرا بعضی از قلم به دستان داخلی تمام قد از اسراییل دفاع می کنند؟ دلیلی بر این دفاع که ندارند، حتما سودی باید برایشان داشته باشد. امیدوارم این هموطن ما از آن دسته نباشد.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 24 Sep 2009 14:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azbinahaiat&amp;postid=187</comments>
<dc:creator>azbinahaiat</dc:creator>
<guid>http://azbinahaiat.blogfa.com/post-187.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
